مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٣٦
پرشقاوت، درصدد برچيدن هرگونه خدايىگرى برمىآمدند. در اين مورد قرآن احتجاجهاى حضرت ابراهيم عليه السّلام با نمرود و حضرت موسى عليه السّلام با فرعون را نقل مىفرمايد. ازاينرو، وقتى تفكر انسان خدايى هم مورد انكار عقل بديهى است وهم با روح تعاليم دينى اصيل و رسالت انبياى الهى ناسازگار است؛ پس هرگز نمىتوان انديشه طبيعت الهى فرمانروا را نمودى از حكومت دينى در دورهاى از تاريخ قلمداد كرد.
ط) انديشه حكومت نائبان خدا روى زمين كه در نتيجه پيوستگى دين و سياست در اروپاى قرون وسطى مطرح گرديد، از جهاتى چند مردود و مورد نقد مىباشد:
١. طرح انديشه نيابت الهى پيش از آنكه به استناد نصوص اناجيل باشد، نشئت گرفته از قصد نهادينه ساختن سلطه اربابان كليسا و بر نظامهاى سياسى و اجتماعى است؛ چرا كه انديشه قاطبه بزرگان مسيحيت در چهارصد ساله قبل از طرح چنين ايدهاى افتراق كامل دين و سياست مىباشد. بنابراين، طرح انديشه نيابت خدايى در قرون وسطى، محرّكى جز قدرتخواهى بزرگان كليسا- كه با گرويدن امپراتور رم به دين مسيح و پيوند پيشوايى روحانى و اقتدار سياسى همراه است- نداشته است.
٢. استناد به فرازهايى از انجيل براى توجيه نيابت خدايى نمىتواند دليلى بر صحت چنين اقتدارى از منظر حضرت عيسى عليه السّلام باشد؛ زيرا اين اناجيل محرّف و قابل استناد به منبع وحى الهى نمىباشد و به اظهار محققان غربى مدتها بعد از حضرت مسيح عليه السّلام و در جريان فعاليتها و نفوذ افكار «پولس» و حتى پس از آن تحرير شده است كه قرآن نيز به مسئله تحريف كتاب مقدس توسط عالمان يهود و مسيح اشاره دارد.
٣. قرآن كريم، به عنوان آخرين كتاب هدايت كه به طور قطع مصون از تحريف مىباشد، با انديشه عالمان مسيح كه براى خود، شأن تدبير امور و مقام وساطت بين خدا و مردم قائل بودند، به شدت مقابله مىكند و انديشه نيابت خدايى را مردود و باطل