مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٣٧
در مورد طرح حكومتى رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله در مدينه، گفتنى است كه با تحقق دوّمين بيعت عقبه[١]، در سال سيزدهم بعثت كه با بيعت ٧٥ نفر به پايان رسيد، شالوده يك نظام ادارى، متناسب با شرايط آن روز ميان مردم مدينه، كه پيش از آشنايى با اسلام، فاقد هرگونه پيكره اجتماعى خاص بودند و هيچ نوع اقتدار سياسى فراگير و يا نظام ادارى، ميانشان وجود نداشت، گذارده شد. در اين جريان حضرت به بيعت كنندگان فرمودند: دوازده تن نقيب از ميان خود برگزينند و معرّفى كنند، تا مسئول و مراقب آنچه در ميان قومشان روى مىدهد باشند.[٢] وظيفه نقبا، در واقع مسئوليّت مديريّتى، تبليغ اسلام و زمينهسازى مهاجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله و مسلمانان به مدينه بود.[٣] پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در نخستين سال هجرت، پيماننامهاى، به عنوان قانون اساسى دولت شهر مدينه، ميان مهاجرين و انصار تدوين نمودند كه يهود نيز آن را امضا كردند و در آنجاىگاه حقوقى و تشكيلات جديد ادارى- سياسى مسلمانان و روابط آنان با يكديگر و اصول سياست ايشان يا يهود را ترسيم كردند.[٤] در اين پيماننامه، هريك از عناصر مجتمع انسانى، حاكميّت، سرزمين جغرافيايى و امنيّت كه از شاخصههاى مهمّ در پىريزى جامعه سياسى و تأسيس دولت مىباشد، به نحو مشخّص و معين، به شرح ذيل، مورد توجّه قرار گرفته است:
مجتمع انسانى در بند دوم اين پيماننامه، مجتمع انسانى صرفا بر پايه وابستگى به اسلام
[١] -« عقبهاى كه در آن با پيامبر بيعت كردند، گردنهاى است ميان مكّه و منى كه از مكه دو ميل فاصله دارد و مسجدى نيز در آنجا هست و( جمرة العقبه) از همانجا پرتاب مىگردد.» معجم البلدان، ج ٤، ص ١٣٤.
[٢] - محمد حميد الله، نامهها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله و اسناد صدر اسلام، ترجمه محمد حسينى، ص ٩٢.
[٣] - ر. ك: نظام حكومت و مديريّت در اسلام، ترجمه: آية الله زاده شيرازى، ص ٥٠٢.
[٤] - همو، نامهها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد صلّى اللّه عليه و اله، ص ١٠٦- ١١٠.