مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٩٨
نفوذ و هيبت كلمه «دموكراسى» به حدّى است كه هيچ دولتى و هيچ حزبى جرئت و قدرت دمزدن ندارد؛ مگر اينكه اين لغت [دموكراسى] را روى پرچم خود حكّ كند.[١] و «آلن دوبنوا» مىنويسد:
آنچه امروز درستتر مىنمايد اين است كه همه دموكراتيك نيستند؛ اما همه ادعا مىكنند كه دموكراتيكاند و هيچ حاكم مستبدى را پيدا نمىكنيد كه نگويد با تمام وجود دموكراتيك است. كشورهاى كمونيست شرقى نيز نه تنها خود را دموكرات مىخوانند، كه البته اين نكته را قوانين اساسى اين كشورها نيز تكذيب نمىكنند، بلكه مىگويند:
دموكراسى حقيقى را فقط در ممالك كمونيستى مىتوان پيدا كرد و نه در اين دموكراسىهاى صورى كه كشورهاى دموكرات ليبرال غرب باشند.[٢] چرچيل در مورد دموكراسى جديد اينگونه اظهار نظر مىكرد كه:
دموكراسى بدترين نوع حكومت است؛ اما بهترين نوع حكومتى است كه در دسترس داريم. در واقع آن را بايد بدين علّت پذيرا باشيم كه نعم البدل ندارد.[٣] امام خمينى رحمه اللّه در بيان علّت مخالفت با قيد دموكراتيك در نظام اسلامى و اعلام جمهورى اسلامى نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد[٤] به ناهمنوايى بينشها و نبود تلقّى واضح در دنياى كنونى از دموكراسى اشاره كرده، مىفرمايند:
[از] (دموكراسى) تفسيرهاى مختلف شده است، ارسطو يكجور تفسير كرده است؛ الآن هم كه ما هستيم غربىها سابق يك جور تفسير مىكردند؛ غربىها لاحق يك جور و شوروى يك جور تفسير مىكند. ما وقتى يك قانون مىخواهيم بنويسيم بايد
[١] - آلن دوبنوا، تأمل در مبانى دموكراسى، ترجمه بزرگ نادرزاده، ص ١٩.
[٢] - همان.
[٣] - ناصر كاتوزيان، مبانى حقوق عمومى، ص ٢١٨.
[٤] -« من به جمهورى اسلامى رأى مىدهم نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد»، صحيفه نور، ج ٥، ص ١٨١ و ج ٦، ص ٢٦٦.