مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٤٧
اساس سيره مقدس عدالتمحورى شالوده حكومت و محور عملكردها قرار مىگيرد و علاوه بر بعد سياسى، در عرصه تقسيم امكانات و توزيع ثروت، در مقابل قانون، در برخوردارى از امنيت و در بهرهمندى از دانش و تربيت محقق مىباشد.
آزادى به نحو گسترده و در زمينه عقيده و مذهب، بيان و انديشه، رفتارهاى اخلاقى- اجتماعى و فعاليتهاى اقتصادى و مالى در نظامهاى مردمسالار، از شاخصههاى مبنايى محسوب مىگردد. اما وقتى حتى در چنين نظامهايى بالأخره يكسرى قواعد و اصولى است كه قابل تخطى نمىباشد و به طور مسلم، نظامهاى مدعى آزادى براى آحاد جامعه اجازه نمىدهند درباره نفى اصول دموكراسى نيز آزاد باشند؛ سخن از آزادى با چنين گسترهاى تهى از مبنايى عقلايى خواهد بود. علاوه بر چالش فوق، امروزه آزادى در كشورهاى ليبرال دموكرات به ابزارى براى سركوب انديشههاى مخالف، به نام حمايت از آزادى بدل شده است. اما در حكومت علوى، آزادى در چارچوب منطبق با طبيعت الهى انسان به عنوان اصلى ثابت و مورد تكريم تلقى مىشود؛ چه در موقع شكلگيرى حكومت، چه در مراحل بسيار حساس پيكار با دشمنان و تثبيت پايههاى حكومت و چه در برخورد با گروههاى معاندى، چون، خوارج تصميم جدى بر پاسداشت «حريم آزادى» مىباشد.