مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٩٧
آنان در نهادهاى دموكراتيك حكومت پديدهاى بسيار جديد است و در بسيارى از كشورها اين جماعت مقدار زيادى در حدّ لفّاظى است.[١] در انگليس از سال (١٩١٨ م) زنان سى سال و بالاتر اجازه يافتند كه رأى دهند و در (١٩٢٨ م) به زنان اجازه دادند كه در همان سن مردان، (٢١ سالگى) رأى دهند. زنان فرانسوى كه نمىتوانستند بر قوانين محدودكننده فائق آيند تا (١٩٤٤ م) به حق رأى دست نيافتند. زنان در سوئد تا سال (١٩٢١ م) حق رأى نداشتند. زنان سوئيسى نتوانستد تا (١٩٧١ م) به حق رأى در انتخابات سراسرى دست يابند ...[٢] و هماكنون در ايالات متحده، كثيرى از سياهپوستان از شركت در انتخابات محروم مىباشند.
ثانيا، به گواه تاريخ فلاسفه بزرگ جهان در زمينه كشوردارى، دموكراسى را نه به عنوان الگويى متكامل، بلكه حتى در مرتبه پيش از استبداد، عامل «فساد سياسى» معرّفى كردهاند و همانگونه كه شاهد انتقادها و گاه مخالفتهاى شديد فيلسوفان مهم يونان، چون «سقراط»، «افلاطون» و «ارسطو» با چنين ايدهاى هستيم؛ در دورههاى معاصر نيز انديشوران سياسى و اجتماعى، درباره آن عقيده مشتركى ندارند و تنها به جهت منزلت شگفتنماى دموكراسى است كه در سدههاى اخير، دموكراسى به آرمانى جهانى تبديل شده و مكاتب و گروههاى ناهمسازى چون «سوسياليسم»، «ليبراليسم» و «محافظهكاران» دم از دموكراسى زده و حتى رژيمهاى «ديكتاتورى» و «فاشيستى» هم لازم ديدهاند كه ادعا كنند، برخوردار از دموكراسى راستين مىباشند.[٣] «كيزو» مورّخ و سياستمدار فرانسوى، در اين خصوص مىنويسد:
[١] - دايرة المعارف دموكراسى، زير نظر سيمور مارتين ليپست، ج ٢، ص ٨٤٢.
[٢] - ر. ك: همان، ص ٨٤٣؛ همو، مردمسالارى چالش سرنوشتساز ايران، ص ٣٤.
[٣] - ر. ك: جمعى از نويسندگان، تبيين مردمسالارى دينى، ج اول، ص ١١٦؛ دائرة المعارف دموكراسى، زير نظر سيمور مارتين ليپست، ص ٧١٢.