مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٣٦
نتيجه مىرساند كه نظام فكرى اومانيسم حاوى يكسرى عقايد، روشها و فلسفههايى است كه در آن با تأكيد اساسى و محورى بر حوزه يا قلمرو انسان، عنصر احترام به حيثيت و تكامل همهجانبه او- با ايجاد شرايط مساعد براى زندگانى فردى و اجتماعىاش- به عنوان هدفى بايسته مورد توجه قرار مىگيرد. بر اين اساس، اومانيسم در معناى اعم خود عبارت از هر نظام فلسفى، سياسى، اخلاقى، اقتصادى و اجتماعى است كه هسته مركزى آن حيثيت انسانى است.[١] اين جنبش با رويكردى همهجانبه در محوريت بخشى به انسان، به خصوص در عرصه مناسبات سياسى و اجتماعى كه از حدود قرن چهاردهم اكثر مكتبهاى فكرى را تحت سيطره خود قرار داد، در حقيقت بازگشتى پرشتاب به انسانمدارى دوران رم و يونان باستان است؛[٢] دورانى كه در آن توجه به انسان به حد اعلاى خود رسيده انسان مقياس همهچيز تلقى گرديد[٣] و حتى خدايان، با صورتى انسانى ترسيم و با صفات و سجاياى انسانى توصيف شد؛ بهطورىكه در انگاره بسيارى، تاريخ و فرهنگ يونانى، تاريخ وقوف به ارزش و منزلت حقيقى انسان و اوج ارجمندى توانمندىها و استعدادهاى او شناخته مىشود.[٤] با اين باور كه اين ارجمندى، با ظهور اقتدار اربابان كليسا و برقرارى تئوكراسى كليسايى، در قرون وسطى پاىمال گرديد، دورهاى كه در آن آزادى و اختيار انسانها، چه در ساحت فكر و انديشه و چه در رفتار و عملكرد، توسط حاكميت سياسى و فرهنگى برخاسته از قدرت روحانى پاپ و به نام مذهب،
[١] - ر. ك: على اصغر حلبى، انسان در اسلام و مكاتب غربى، ص ١٠٨.
[٢] - محمود رجبى، انسانشناسى، ص ٣٨- ٣٩.
[٣] - همانگونه كه« پروتاگوراس» سوفسطايى معروف يونانى در قرن پنجم قبل از ميلاد، چنين اظهار مىدارد:« انسان مقياس هر چيز است هر آنچه كه وجود دارد و هر آنچه كه وجود ندارد» ر. ك: شهريار زرشناس، واژهنامه فرهنگى، سياسى، ص ٥٧؛ لوچالز دكرشنتزو، فيلسوفان بزرگ يونان باستان، ترجمه عباس باقرى، ص ١٨٦.
[٤] - ر. ك: عبد الرسول بيات و ديگران، فرهنگ واژهها، ص ٤٠.