مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٥٦
گزينشها، مسئول كردارها و اعمال انسانها بوده باشد، بلكه از ديدگاه اسلام فرجام نيك و بد هر قوم و ملتى محصول اراده و انتخاب آزاد خودشان است: إنّ اللّه لا يغيّر ما بقوم حتّى يغيّروا ما بأنفسهم.[١] بنابراين حاكميت انسانها بر سرنوشت خويش در حيطه روابط انسانها معنا مىيابد و ربطى به ارتباط انسانها با خداوند ندارد تا براساس إعطاى اين موهبت، انسانها خود را رها از هر ارادهاى- حتى اراده خداوند- در راهيابى به صلاح فردى و جمعى خود و در نهايت، باريابى به مقصود اعلاى خلقتشان يعنى قرب الهى، بدانند، بلكه انسان عاقل موحّد با علم به اينكه چنين هدف والايى در پرتو احاطه كامل بر ويژگىهاى روحى و جسمى، خصوصيات فردى و جمعى انسان و اطلاع از نتايج نيك و بد اعمال اختيارى و نيز آگاهى از نحوه تأثير روابط انسان با خدا و خود و همنوعان و طبيعت، در نيل به سعادت جاودانه قابل تحصيل است؛ در مقام تشريع و قانونگذارى و در نهايت، انسجام و نظامبخشى به يك جامعه سياسى مطلوب، اراده حق تعالى را محكّم مىداند و حاكميت خويش را براساس ولايت و حاكميت تشريعى خداوند، اعمال مىدارد كه آموزههاى دين نيز همين الزام عقلى را با دستور به اطاعت از فرامين الهى:
يا أيّها الّذين آمنوا استجيبوا للّه و للرّسول إذا دعاكم لما يحييكم.[٢]
[١] -« خداوند سرنوشت هيچ قوم[ و ملتى] را تغيير نمىدهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند».
رعد، آيه ١١.
[٢] -« اى كسانىكه ايمان آوردهايد دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى خواند كه شما را حيات مىبخشد». انفال، آيه ٢٤.