مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٨٤
بى آنكه نتيجهاى به نفع اسلام داشته باشد، قربانيان بسيارى از اهل بيت و شيعيان وى و در مجموع از مسلمانان را در كام خود مىكشيد؛ چرا كه در اين بين افرادى، چون خالد بن وليد و ديگران نيز بودند كه براى سركوبى قيام حضرت و نيز انتقامجويى از گذشتهها بهانهاى مىيافتند تا دست به خشونتزده، سرزمين اسلامى را عرصه تاخت و تاز و كشتار قرار دهند؛[١] چنانكه امام عليه السّلام در خطبهاى كه در مسير حركت به سوى بصره ايراد كردند، به اين نكته تصريح فرمودند:
إنّ الله لمّا قبض نبيّه، استأثرت علينا قريش بالأمر، و دفعتنا عن حقّ نحن أحقّ به من الناس كافّة، فرأيت أنّ الصّبر على ذلك أفضل من تفريق كلمة المسليمن، و سفك دمائهم. و الناس حديثو عهد بالإسلام، و الدّين يمخض مخض الوطب، يفسده أدنى وهن، و يعكسه أقلّ خلف؛[٢] چون خداوند پيامبرش را نزد خويش برد، قريش با خودكامگى بر ضدّ ما به پاخاست و ما را از حقّى كه بدان از همگان سزاوارتر بوديم، بازداشت. پس چنان ديدم كه شكيبايى و بردبارى بر آن، بهتر از پراكنده ساختن مسلمانان و ريختن خود ايشان است؛ زيرا مردم، تازهمسلمان بودند و دين همچون مشك آكنده از شير بود كه كمترين غفلتى، آن را تباه مىكرد و كوچكترين تخلّفى، آن را واژگون مىساخت.
همانگونه كه حضرت حفظ مصلحت مسلمين را در بيعت مردم با عثمان، انگيزه سكوت و تحمل غصب جاىگاه ولايت و خلافت دانسته و فرمودند:
لقد علمتم أنّى أحقّ بها من غيرى، و والله لأسلمنّ ما سلمت أمور المسلمين؛ و لم يكن فيها جور إلّا عليّ خاصة، التماسا لأجر ذلك و فضله، و زهدا فيما تنافستموه من زخرفه و زبرجه؛[٣]
[١] - ر. ك: اصغر قائدان، تحليلى بر مواضع سياسى على ابن ابى طالب عليه السّلام، ص ٩٣.
[٢] - شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣٠٨.
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ٧٤.