مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٠٧
انبيا عليهم السّلام بوده است.[١] و از همين جهت است كه متفكران برجسته اسلام در شناساندن نبىّ هر دو شأن دنيوى و اخروى را لحاظ نمودهاند؛ فخر الدين رازى (٥٤٣- ٦٠٦ ق) در تصويرى كه درباره تعريف «نبىّ» ارائه مىدهد، اظهار مىدارد:
مقصود اصلى از پيشه نبوت و رسالت، سوق دادن مردم به سوى حق و دعوت آنان به روىگردانى از دنيا و توجه به آخرت است. اما به دليل آنكه مردم در حيات دنيوى به سر مىبرند و نيازمند مصالح آن هستند، بر نبى لازم است كه به مقدار نياز در اين باب وارد شود (و به صلاح امور دنيوى مردم توجه نمايد).[٢] در تبيين علامه طباطبائى رحمه اللّه راجع به تعريف «نبى» مىخوانيم:
النبى، هو الذى يبيّن للناس صلاح معاشهم و معادهم من اصول الدين و فروعه على ما إقتضته عناية الله من هداية الناس إلى سعادتهم؛[٣] نبى كسى است كه صلاح دنيا و آخرت مردم را، هم از حيث اصول دين و هم از حيث فروع دين، به مقتضاى عنايت الهى در هدايت مردم به سعادت حقيقى آنان تبيين مىكند.
بنابراين، انسان هم در تنظيم مناسبات اجتماعى خويش و هم در وصول به سعادت اخروى نيازمند به انبياست؛ گرچه اصلاح امور دنيوى و زعامت سياسى، هدف اصلى انبيا بوده است؛ همانگونه كه امام خمينى رحمه اللّه نيز در تبيين جهتگيرى دعوت انبيا مىفرمايند:
تمام چيزهايى كه انبيا آوردهاند، مقصود آنها به ذات، نبوده است؛ تشكيل حكومت مقصود به ذات نيست براى انبيا[٤] ... آنچه انبيا براى او مبعوث شده بودند و تمام كارهاى
[١] - همان، ٢٧٧.
[٢] - فخر الدين رازى، المطالب العالية من العلم الهى، ج ٨، ص ١١٥.
[٣] - محمد حسين طباطبائى، الميزان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ١٤٠.
[٤] - امام خمينى رحمه اللّه، صحيفه نور، ج ١٩، ص ٢٨٥.