مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٩١
سياسى خود، دچار تقصير نشده، در طريق ناصواب واقع نشوند و اين امر، رسالتى بس خطير، بر عهده آحاد جامعه مىباشد.
حضرت درباره وظيفه مردم در تعيين حاكم مىفرمايند:
و الواجب فى حكم الله و حكم الإسلام على المسلمين، بعدما يموت إمامهم أو يقتل، ضالّا أو مهتديا، مظلوما كان أو ظالما، حلال الدّم أو حرام الدّم، أن لا يعملوا عملا و لا يحدثوا حدثا و لا يقدموا يدا و لا رجلا و يبدؤا بشىء؛ قبل أن يختاروا لأنفسهم إماما؛ عفيفا؛ عالما، ورعا، عارفا بالقضاء و السنّة؛ يجمع أمرهم و يحكم بينهم؛[١] آنچه بر مسلمانان بعد از كشته شدن يا مردن امامشان، به حكم خداوند و حكم اسلام واجب است- اعم از اينكه، رهبر گمراه باشد يا اهل هدايت، مورد ستم باشد يا ستمگر، خونش حلال باشد يا حرام- اين است كه عملى انجام ندهند و دست به كارى نزنند و دست يا پا جلو نگذارند و قبل از هر اقدامى به انتخاب رهبرى پاكدامن، عالم، پرهيزگار و آشنا به قضا و سنت نبوى بپردازند، تا كار آنان را سامان دهد و بين آنان حكومت نمايد.
و لذا از ديدگاه امام عليه السّلام انتخاب زمامدار، وظيفه مهم و اولى مردم است و بر آنان لازم است كه منتخب خود را با كمال واقعنگرى و با در نظر گرفتن شرايط و ويژگىهاى لازم؛ براى تولى امور جامعه برگزينند.
در اينجا برخى از مستندهاى تاريخى كه مىتوان در تثبيت نظرگاه حضرت درباره نقش محورى مردم در انتخاب زمامدار، بدانها تمسك جست، برمىشمريم:
١. امير مؤمنان على عليه السّلام در بخشى از نوشتهاى كه در آن، سرگذشت خود را پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله تا شهادت محمد بن ابى بكر و سقوط مصر بيان مىكنند، سفارشى از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله را چنين نقل نمودهاند:
[١] - محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٣٣، ص ١٤٤.