مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١١١
چون در شب معراج مرا به آسمان بردند ... در پيشگاه پروردگار عزيز و شكوهمند ايستادم. به من گفت: اى محمدصلّى اللّه عليه و اله آيا براى خود جانشينى برگزيدهاى كه از جانب تو ابلاغ كند و به بندگان من چيزهايى را كه نمىداند از كتابم بياموزد؟ گفتم پروردگارا! تو براى من اختيار كن؛ زيرا كه برگزيده تو برگزيده من است. گفت: على را برايت برگزيدم او را جانشين و وصى خود بگير.
٤. «احاديث منزلة» كه در فرمايشى از آن حضرت چنين آمده است:
يا علىّ، أنت منّى بمنزلة هارون من موسى؛ طعتك واجبة على من بعدى كطاعتى فى حياتى، غير أنّه لا نبىّ بعدى؛[١] اى على! تو براى من به منزله هارون براى موسى هستى، پس از من اطاعت از تو بر همه واجب است، مانند اطاعت از من در حياتم، جز آنكه پيامبرى پس از من نيست.
٥. «احاديث امارة» از جمله اين احاديث، بيان صرح و جامع آن حضرت است كه فرمودند:
من أحبّ أن يتمسك بدينى و يركب سفينة النجاة بعدى، فليقتد بعلىّ بن أبى طالب، وليعاد عدوّه، و ليوال وليه؛ فإنّه وصيّى و خليفتى على أمّتى فى حياتى و بعد وفاتى، و هو إمام كلّ مسلم و أمير كلّ مؤمن بعدى، قوله قولى و نهيه نهيى و تابعه تابعى و ناصره ناصرى و خاذله خاذلى؛[٢] هركه دوست دارد به دين من چنگ زند و پس از من به كشتى نجات سوار گردد، به على بن ابى طالب عليه السّلام اقتدا كند و با دشمن او دشمن و با دوست او دستى ورزد؛ زيرا او وصى و جانشين من بر امتم در حيات و پس از وفاتم است و پس از من امام هر مسلمان و
[١] - طبرسى، الإحتجاج، ج ١، ص ٢٩٧؛ كوفى، المناقب، ج ٢، ص ٢٢٤.
[٢] - شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ص ٢٦٠، ح ٦.