مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٤٧
كمالات شايسته آنها استوار گرديده است[١] و در اين ميان، انسان از شرافت، كرامت و والايى ويژهاى برخوردار بوده، رسالتى خطير بر عهد دارد. او مسئول تربيت و تكامل خود در مسيرى است كه در حدّ معينى متوقف نمىشود و هرگز بىهويتى و بىهدفى را برنمىتابد.
براساس جهانبينى الهى، انسان و جهان ماهيتى «از اويى» إنّا للّه[٢] دارند؛ به اين معنا كه واقعيت جهان مساوى است با از او بودن؛ نه اينكه جهان واقعيتى دارد و اين واقعيت يك نسبت و اضافهاى با موجدش؛ آنچنان كه فرزند واقعيتى دارد كه نسبت و اضافهاى با شخص ديگرى به نام پدر برقرار مىكند؛ بلكه واقعيت و ماهيت انسان و جهان، در اين بينش، «عين از اويى»، «عين صدور»، «عين تعلق»، «عين ربط» و «عين اضافه» به اوست. در جهانبينى الهى، انسان و جهان علاوه بر ماهيت از اويى ماهيتى به سوى اويى دارند و إنّا إليه راجعون؛[٣] يعنى كل هستى مجموعهاى هدايت شده است و هر موجودى در هر مرتبهاى متناسب با سعه وجودى خود از هدايت به «سوى اويى» بهرهمند است:
و للّه غيب السّموات و الأرض و إليه يرجع الأمر كلّه؛[٤] غيب آسمانها و زمين تنها از آن خداست و همه كارها به سوى او بازگردانده مىشود.
نه تنها ظاهر آسمان و زمين از آن خداست، بلكه آنچه پوشيده و باطن اين عالم است نيز از آن اوست؛ كه او آفريده و همو مالك است و همه كارها به او بازمىگردد و هرگز چنين نيست كه بعد از آفريدن، آفريدگان را به حال خود رها گذارد. و او خدايى است كه:
[١] - ر. ك: مرتضى مطهرى رحمه اللّه، مجموعه آثار، ج ٢، ص ٨٣.
[٢] - بقره، آيه ١٥٦.
[٣] - همان.
[٤] - هود، آيه ١٢٣.