مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٣٦
او نماز گزارد و آنگاه نوجوانى با آنان نماز گزارد. به او گفتم: اى عباس! اين دين چيست؟
گفت: اين برادرزادهام محمد بن عبد الله است كه ادّعا مىكند كه خداوند وى را فرستاده است و گنجهاى كسرى و قيصر به روى او گشوده خواهند شد و آن، زن وى خديجه است كه به او ايمان آورده و آن نوجوان، على بن ابى طالب است كه او نيز به اين پيامبر مؤمن است. به خدا قسم! در روى زمين به جز اين سه نفر را نمىشناسم كه بر اين دين باشند، گفتم: كاش من چهارمين آنها بودم.[١] ازاينروايت برمىآيد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از همان روزهاى نخست، طرح سياسى خويش يعنى سلطه بر دولت ساسانيان و دولت روم بيزانس را بيان مىنمود.[٢] علّامه مجلسى رحمه اللّه از على بن ابراهيم نقل مىكند كه وقتى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و اله با دستور فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين[٣] مأمور به ابلاغ علنى رسالت شدند، اسلام را به عنوان آيينى جهان شمول، كه اجابتكنندگان، شايستگى رهبرى و سلطه جهانى خواهند داشت، معرّفى كردند:
رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله در ميان مردم آمد و بر فراز تخته سنگى اعلام نمود: اى گروه قريش و اى قوم عرب! شما را به پرستش خداى يگانه و كنار نهادن بتها و آنچه را كه همتايان خدا قرار دادهايد، دعوت مىكنم و شما را دعوت مىكنم كه شهادت دهيد به اينكه معبودى جز الله نيست و من فرستاده اويم. دعوت مرا اجابت كنيد تا در سايه چنين اجابتى، بر عرب مسلّط شويد و غير عرب وامدار و محتاج شما شوند و شما ملكدار و پادشاه گرديد.[٤]
[١] - ر. ك: شيخ عباس قمى، سفينة البحار، ج ٦، ص ٣٠٤؛ مادّ عفف؛ ابو الحسن على بن محمد بن الجزرى، الكامل فى التاريخ، ج ٢، ص ٣٧.
[٢] - محمد عابد جابرى، عقل سياسى در اسلام، ترجمه عبد الرضا سوارى، ص ٧٨.
[٣] -« آنچه را مأموريت دارى آشكارا بيان كن و از مشركان روى گردان[ و به آنها اعتنا نكن]» حجر، آيه ٩٤.
[٤] - محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ١٨، ص ١٨٥.