مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٣٠
إن تتّقوا اللّه يجعل لكم فرقانا.[١] به اين بيان كه درك صحيح مفاهيم دهنى و ديدن حقايق عينى در پرتو تقواى الهى تأمين مىشود.[٢] از منطق قرآن، آلودگى به گناه و عدم تزكيه دل، ابزارهاى شناخت انسان را از فهم حق و شناسايى آن از باطل باز مىگذارد و در نتيجه هرگز سخنان حق را درك نمىكند:
و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصّمّ و لو كانوا لا يعقلون* و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون.[٣] اما در مقابل، صفاى قلب و محافظت خود از آلودگىهاى روحى، علاوه بر اينكه موانع و حجابهاى معرفت را از جلو ديدگان عقل و بصيرت انسان برمىدارد و در وى آمادگى درك حقايق را ايجاد مىكند، خود منبع يك رشته الهامها مىشود و حقايق و معارفى به او القا مىگردد كه دستيابى بر آنها از راه عقل و خرد امكانپذير نيست؛ چنانكه قرآن كريم مىفرمايد:
يا أيّها الّذين آمنوا اتّقوا اللّه و آمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به.[٤] آنگاه در مقام مقايسه كسانىكه از چنين نورى بهرهمندهشده و در پرتو آن توان درك حقيقت لا يزال را يافتهاند، با آنها كه از اين موهبت بىنصيب ماندهاند، مىفرمايد:
[١] -« اگر تقواى الهى پيشه كنيد، خداوند براى شما فرقانى كه مميز حق از باطل است قرار مىدهد.» أنفال، آيه ٢٩.
[٢] - همو، شناختشناسى در قرآن، ص ٤٤٠.
[٣] -« گروهى از آنان به سوى تو گوش فرامىدهند[ اما گويى هيچ نمىشنوند و ناشنوايند] آيا تو مىتوانى سخن خود را به گوش كران برسانى هرچند نفهمند؟ و گروهى از آنان به سوى تو مىنگرند[ اما گويى هيچ نمىبينند] آيا تو مىتوانى نابينايان را هدايت كنى هرچند نبينند؟» يونس، آيه ٢٤- ٢٥.
[٤] -« اى كسانىكه ايمان آوردهايد! تقواى الهى پيشه كنيد و به رسولش ايمان بياوريد تا دو سهم از رحمتش به شما ببخشد و براى شما نورى قرار دهد كه با آن[ در ميان مردم و در مسير زندگى خود] راه برويد.» حديد، آيه ٢٨.