مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٩٣
هيچكس را ندارند، همه قوانين را چه مدون و چه غير مدوّن زير پا مىگذارند؛[١] تعدى را شهامت، نافرمانى را آزادى، اسراف را جوانمردى و گستاخى را شجاعت خوانند.[٢] «سقراط»[٣] (٣٩٩- ٤٦٩ ق. م) معلّم افلاطون نيز مخالف دموكراسى آتن بود؛ زيرا برابرى انسانها را قبول نداشت و مىگفت:
در اين شوراها افرادى كه خوب حرف مىزنند، نه آنكه حرف خوب مىزنند بر مردم مسلّط مىشوند.
وى معتقد بود كه مردم در دموكراسى آتن مانند گلّه گوسفندى مىباشد كه جهل و خودپرستى را رواج مىدهند.[٤] «افلاطون» از زبان «سقراط» درباره دموكراسى آتن، چنين مىگويد:
خصايص دموكراسى از همين قبيل است كه شنيدى؛ حكومتى است دلپذير و بىبند و بار و رنگارنگ، كه مساوات را هم ميان آنان كه مساوى هستند برقرار مىكند و هم ميان آنان كه مساوى نيستند.[٥] «ارسطو»[٦] (٣٤٧- ٣٨٤ ق. م) نيز به دموكراسى خوشبين نبود و آن را نوع انحرافى حكومت جمهورى[٧] مىدانست؛ او مىگويد:
[١] - جمهور افلاطون، ترجمه فؤاد رحمانى، ص ٤٩٠- ٤٩١.
[٢] - همان، ص ٤٨٥.
[٣] -« سقراط»، حكيم و فيلسوف يونانى، مولود سالهاى درخشش آتن است. وى به قول بسيارى، شهيد دموكراسى است؛ يعنى كسى كه به دست دموكراسى و حاكميت آراى عامّه به قتل رسيده است و بسيارى از محققين همين را علت مخالفتهاى بعدى افلاطون مىانگارند. سرانجام وى در سال ٣٩٩ ق. م در هفتاد سالگى پس از تحمّل زندان و به جرم توهين به خدايان، سست ساختن عقايد عامّه و بدبين كردن جوانان و رواج شكاكيت در دادگاه محاكمه شد و به نوشيدن جام شوكران محكوم گرديد.
[٤] - همو، آشنايى با دموكراسى، ص ١٣.
[٥] - دوره كامل آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفى، ص ١١٩٤.
[٦] - ارسطو آخرين فيلسوف بزرگ يونانى قبل از ميلاد در ميان سه فيلسوف تأثيرگذار باستان بر جهان دانش است.
[٧] -« از نظر ارسطو، اگر اكثريت بر مدار فضيلت تصميم مىگيرند و در حاكميت اثرگذار هستند، اينجامعه جمهورى خواهد بود؛ اما اگر اكثريت به رغم دخالت در حاكميت از مدار حقيقت و فضيلت منحرف باشند، آنجامعه رادموكراسى نام مىنهد.» فاستر و ديگران، خداوندان انديشه سياسى، ترجمه جواد شيخ الاسلامى، ص ١٧٦.