مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٠٢
٢. حاكمان الهى براساس ديدگاه حقّانبياء الهى عليهم السّلام
براساس بينش مترقّى اسلام، مصاديق اشخاصى كه به درجه والاى كمال انسانى نائل آمده و از سوى خداوند مأذون و مأمور به ساماندهى جمع انسانى و رهبرى آنها شدهاند؛ در وهله نخست انبياى عظام عليهم السّلام مىباشند؛ آنان كه خود، نه تنها با اتكا به نيروى عقل و انديشه و با تمام وجود در مسير هدايت و رشد گام برداشتهاند؛ بلكه تحت تربيتهاى خاص الهى به مقامات والاى انسانى رهنمون شدهاند:
ذلك هدى اللّه يهدى به من يشاء من عباده.[١] و با نيل به اين شايستگى، به آنان كتاب آسمانى و حكومت، همراه با درجه ارزشمند نبوّت اعطاء گرديده است.
أولئك الّذين آتيناهم الكتاب و الحكم و النّبوّة.[٢] تا با رهبرى داهيانه خود، به ابعاد حيات فردى و اجتماعى انسانها، صبغه توحيدى داده، بساط طاغوتيان را برچينند:
و لقد بعينا فى كلّ أمّة رسولا أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت.[٣] و براساس تولّى الهى خود قسط و عدل را، جانشين نابرابرىها و بيدادگرىهاى ظالمان كنند و مردما عدالت پيشهاى را تربيت دهند:
لقد أرسلنا رسلنا بالبيّنات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم النّاس بالقسط.[٤]
[١] -« اين هدايت خداست، كه هركس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مىكند». انعام، آيه ٨٨.
[٢] -« آنها كسانى هستند كه كتاب و حكم و نبوت به آنان داديم». همان، آيه ٨٩.
[٣] -« ما در هر امّتى رسولى برانگيختيم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد». نحل، آيه ٣٦.
[٤] -« ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب[ آسمانى] و ميزان[ شناسايى حق از باطل و قوانين- عادلانه] نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند». حديد، آيه ٢٥.