مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٢٨
و مالكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان؛[١] چرا در راه خدا و [در راه] مردان و زنان و كودكانى كه [به دست ستمگران] تضعيف شدهاند، پيكار نمىكنيد؟
آيا چنين تحريضى، نشاندهنده بعد فرافردى اسلام نيست؟ و آيا دستور:
و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوّة و من رباط الخيل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّكم[٢] پيامى جز دعوت امّت اسلامى براى تلاش در فراهم نمودن و تقويت توان نظامى، براى مقابله با دشمنان خدا و كيان امّت اسلامى دارد؟ آيا چنين دين فراگيرى، به دور از پشتوانه نظام حكومتى شايسته، به منصّه ظهور خواهد رسيد؟
البته هرگز نبايد فراگير بودن دين اسلام و برنامه حكومتى داشتن آن را به اين معنا تلقّى كرد كه اسلام، درباره تمام مسائل سياسى، اجتماعى اقتصادى، فرهنگى، نظامى و ... به صورت دقيق و جزئى به بيان مصاديق و دستور العملها، كه در شرايط زمانى و مكانى گوناگون متغيّرند، پرداخته و بدين ترتيب مجالى براى تعقل و استفاده از تجارب و پيشرفتهاى علمى بشر در عرصههاى مختلف باقى نگذاشته و مسير پويايى و حركت عقلانى بشر مسندّ شده است؛ اسلام در تمامى زمينههاى فوق چارچوبهاى لازم را براى پيشرفت و ترقّى صحيح جامعه اسلامى تبيين كرده است تا بالندگى آن در مسير سعادت و عمران اخروى قرار گيرد.
٢. اقدام عملى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در تأسيس حكومت
همانگونه كه در بحث پيشين روشن شد[٣] پايهگذارى حكومت و اقدام به رهبرى
[١] - نساء، آيه ٧٥.
[٢] -« هر نيرويى در قدرت داريد، براى مقابله با آنها[ دشمنان] آماده سازيد و[ همچنين] اسبهاى ورزيده[ براىميدان نبرد] تا به وسيله آن دشمن خدا و دشمن خويش را بترسانيد». انفال، آيه ٦٠.
[٣] - ر. ك: فصل سوم، ص ١٢٢.