مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣١
حاكميت در حكومتهاى غير دينى (مردمسالار) پيشينه ويژهاى نداشته باشد، اما از آنجا كه در اين بحث هدف روشن نمودن حقيقت مشروعيت عقلانى است و مدعاى اصلى آن كه انطباق اين واقعيت با حكومت برجسته دينى (حكومت امام على عليه السّلام) و تهى بودن حكومتهاى غير دينى (مردمسالار) از آن مىباشد، مىتوان گفت كه محور اين بحثها در واقع استمرار مباحث تاريخى گسترده، در مبناى حقانيت و مشروعيت حكومتهاى دينى و غير دينى برخاسته از «غلبه و زور» و يا منبعث از «اراده مردم» است. گفتارى كه در ترسيم حكومت مشروع و غير مشروع به ويژه در بحثهاى دانشمندان اسلامى سهم ويژهاى را به خود اختصاص داده است.
از جمله انديشوران اسلامى كه در اين جهت سخن رانده و ابراز رأى نموده ابو نصر فارابى (٣٣٩ ه) است. نظر فارابى در مورد مشروعيت حاكم چنين است كه حاكم و حكومت با اتصاف به حكمت و اتصال به منبع فيضان الهى عقل فعال در رئيس اول و منبع فقه در رئيس تابع، حق حاكميت براى آنها از طرف خداوند، خواه افرادى آنان را در راه تحقق اهدافشان يارى دهند يا كسى يافت نشود.[١] وى در تحصيل السعادة مىفرمايد:
لا يزيل إمامة الإمام و لا فلسفة الفيلسوف و لا ملك الملك الا تكون له آلات يستعملها فى افعاله و لا ناس يستخدمهم فى بلوغ غرضه؛[٢] امامت امام و فلسفه فيلسوف و پادشاهى ملك به فقدان قدرت و ابزار حاكميت از بين نمىرود.
او منصب رياست را به «طبابت» تشبيه كرده است كه طبيب به واسطه مهارت
[١] - محسن مهاجرنيا، انديشه سياسى فارابى، ص ٢١٧.
[٢] - ابو نصر فارابى، تحصيل السعاده، ص ٩٧.