مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٣٢
امكان لازم براى ايجاد حكومتى توانمند براى پياده كردن احكام اسلام، برخوردار بودند؛ بااينحال به اين كار اقدام نكردند و در عمل موجب تعطيلى بخشهاى مهمى از دستورهاى الهى اسلامى شدند.
ب) در برابر آيات مورد استناد، براى نفى سلطه و سيطره رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله بر مردم و موظّف نبودن آن حضرت براى ايجاد حكومت، آيات ديگرى است[١] كه از شأن «قضاوت و داورى»، «حاكميت تشريعى» و «صدور احكام ولايى» براى نبىّ گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله و لزوم اطاعت از دستورات ايشان، حكايت دارند:
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول؛[٢] و أطيعوا الرّسول لعلّكم ترحمون؛[٣] و من يعص اللّه و رسوله فإنّ له نار جهنّم خالدين فيها أبدا؛[٤] فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم؛[٥] و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلالا مبينا؛[٦]
[١] -« فتح، آيه ١٧، نساء آيه ١٣، ١٤، ٤٢، ٦٩، ٧٠ و ١١٥؛ احزاب، آيه ٦٦، ٦٧ و ٧١؛ حجرات، آيه ٤؛ انفال، آيه ١، ٢٠ و ٤٦؛ مجادله، آيه ٥، ١٣، ٢٠ و ٢٢؛ آل عمران، آيه ٣٢ و ١٣٢؛ مائده، آيه ٤٩، توبه، آيه ٦٣؛ نور، آيه ٦٣؛ محمد، آيه ٣٢؛ حشر، آيه ٤؛ ر. ك: محمد تقى مصباح يزدى، حقوق و سياست در قرآن، ص ٢٣٢- ٢٣٩.
[٢] -« اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر را».( نساء، آيه ٥٩؛ مائده، آيه ٩٢؛ محمد، آيه ٣٣؛ تغابن، آيه ١٢.
[٣] -« و از پيامبر اطاعت كنيد تا مشمول رحمت الهى شويد». نور، آيه ٥٦.
[٤] -« و هركس نافرمانى خدا و رسولش كند، آتش دوزخ از آن اوست و جادانه براى هميشه در آن مىماند.» جن، آيه ٢٣.
[٥] -« به پروردگارت سوگند كه آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اينكه در اختلافات خود، تو را به داورى طلبند.» نساء، آيه ٦٥.
[٦] -« هيچ مرد و زن باايمانى حقّ ندارند هنگامىكه خدا و پيامبرش امرى را لازم بداند اختيارى داشته باشند؛ و نافرمانى خدا و رسولش را كند به گمراهى آشكارى گرفتار شده است». احزاب، آيه ٣٦.