مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٢٨
آيه كرد و حضرت بلافاصله سكوت كردند، بعد از چند مرتبه كه آيه را تكرار كرد و مىخواست وضع نماز را به هم ريزد، مولا على عليه السّلام در برابر او اين آيه را تلاوت فرمودند:
فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ و لا يستخفّنّك الّذين لا يوقنون؛[١] پس شكيبا باش كه وعده خدا حق است و مراقب باش كه آنان كه يقين ندارند تو را به سبكى نكشانند.
با اين پاسخ، ابن كوّاء سكوت كرد و حضرت مشغول ادامه نماز شدند.[٢] آزادى اين عناصر كه منافقانى زيرك و برخى زاهدانى نادان بودند، منجر به جريانهاى شد كه وجهه اصلى آنان را برملا ساخت و صاحبان فكر و انديشه به اين حقيقت واقف شدند كه اينان بيمارانى لاعلاجاند و مرگشان به حكم عدالت و صيانت از حريم آزادى امرى ضرورى است و در اين مرحله بود كه امير مؤمنان عليه السّلام براى مداواى جامعه اسلامى و نابودى افكار متحجرانه و كجفهمىهايى كه به تدريج به آيينى گمراهكننده درمىآمد و آنگاه كه آنان اقدام به توطئه و به مخاطره انداختن امنيت عمومى كردند، با آنان پيكار نمودند.
آرى، اصول سياست امير مؤمنان عليه السّلام بر اين بود كه با هرگونه نفاق و تحجّر و تنگ نظرى مقابله كنند، تا انسانها را از هر نوع اسارت فكرى و قيدهاى ظلموستم كه مانع تعالى و رشد انديشهها و شكوفايى استعدادهاى مىشود، آزاد سازند؛ لذا در وصف كشوردارى خويش فرمودند:
و لقد أحسنت جواركم، و أحطت بجهدى من ورائكم، و أعتقتكم من ربق الذّلّ و حلق الضّيم؛[٣]
[١] - روم، آيه ٦٠.
[٢] - مرتضى مطهرى رحمه اللّه، مجموعه آثار، ج ١٦، ص ٣١٢؛ همو، شرح نهج البلاغه، ج ٢، ص ٣١١.
[٣] - نهج البلاغه، خطبه ١٥٩.