مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٢٤
ازاينرو، مىتوان اذعان كرد كه آزادى در حكومتهاى مدعى آن، از جهت نظرى تهى از مبنايى اصولى و غير قابل دفاع و در مقام عمل به دور از الگويى منطبق با حقيقت آزادى است.
و) ارزيابى آزادى در حكومت علوى
در حكومت علوى، آزادى به عنوان اصلى ثابت و مورد تكريم، در چارچوبى منطبق با طبيعت الهى انسان و با مفهوم رهايى از غير حقّ، تعريف مىشود كه در پرتو آن، انسان مىتواند خود را از اسارت طاغوت درون و بيرون، رهاكرده، توانايىهاى خدادادىاش را شكوفاكرده، مسير تكاملىاش را هموار سازد. بدينرو، نيل به آزادى در بينش مترقى اسلام نه به خاطر ارزش ذاتى آن و نه به عنوان غايت نهايى، بلكه چون تنها ابزارى است كه مىتواند هويت انسانى و الهى انسان را شكوفا سازد و آزادى از اسارت نفسانيات خود و ديگران را برا او به ارمغان آورد؛ حائز اهميت و ارجمندى ويژه است و به عبارت ديگر، لازم است مطلوبيت آزادى در مكتب اسلام را نه به صرف رهايى و آزادى انسانها بلكه در پرتو دستيابى آنان به «آزادگى» تفسير نمود.
تحقق آزادى با چنين مفهومى، از جمله رسالتها برجسته پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله است كه قرآن كريم مىفرمايد:
و يضع عنهم إصرهم و الأغلال الّتى كانت عليهم.[١] حضرت على عليه السّلام براى تأمين آزادى بيان و انتقادسازنده كه راز سلامت نظام و منشأ اصلاحات اجتماعى است به مالك چنين توصيه مىفرمايند:
و اجعل لذوى الحاجات منك قسما تفرّغ لهم فيه شخصك، و تجلس لهم عاما
[١] -« و زنجيرهايى كه بر آنها بود:[ از دوش و گردنشان] برمىدارد.» اعراف، آيه ١٥٧.