مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٩٣
مشيت خداوند بر آن تعلق مىگرفت هيچگاه خواست ابراهيم و بر مشيت او پيروز نمىگشت.
براساس اين بيان، به وضوح روشن مىشود كه براى حق تعالى دو گونه اراده و مشيت است؛ نخست، اراده و مشيتى است تخلّفناپذير و به اصطلاح تكوينى كه هر آنچه در عالم تحقق مىيابد، منبعث از اين اراده است و هرگز فعل و حادثهاى به دور از احاطه اين قسم از مشيت الهى، واقع نمىشود. ازاينرو تمام امور عالم و از جمله افعال انسان منتسب به بارىتعالى مىباشد؛ اما در مورد افعال انسان اينگونه نيست كه اراده خداوند، بر تحقق افعال انسان بدون هيچ قيد و شرطى تعلق گرفته است؛ به گونهاى كه انسان در اين ميان هيچ نقشى ندارد، در اين صورت نتيجه چنين سيطرهاى جبز و خالى بودن عهده انسان از مسئوليت عملكردهايش خواهد بود و پرواضح است چنين عقيدهاى با آيات قرآن كه انسان را مسئول كردههايش مىشناسد، نظير آيات ذيل:
من عمل صالحا فلنفسه و من أساء فعليها.[١] و أن ليس للإنسان إلّا ما سعى* و أنّ سعيه سوف يرى.[٢] و ستردّون إلى عالم الغيب و الشّهادة فينبّكم بما كنتم تعملون.[٣] و او را به كارهاى شايسته امر و از كارهاى ناروا، نهى مىكند؛ ناسازگار و منافى خواهد بود؛ اما اگر بگوييم اراده تكوينى خداوند بر تحقق افعال انسان با خصوصيات
[١] -« هركس كار شايستهاى بهجا آورد، براى خود بهجا آورده است و هركس كه كار بد مىكند، به زيان خوداوست». جاثيه، آيه ١٥.
[٢] -« و اينكه براى انسان بهرهاى جز سعى و كوشش او نيست، و اينكه تلاش او به زودى ديده مىشود». نجم، آيه ٣٩- ٤٠.
[٣] -« و به زودى، به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانده مىشويد و شما را به آنچه عمل مىكرديد، خبر مىدهد».
توبه، آيه ١٠٥.