مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٩٢
تصور نكنيد اگر به آنها مهلت مىدهيم به سودشان است ما به آنها مهلت مىدهيم فقط براى اينكه بر گناهان خود بيافزايند و براى آنان عذاب خردكننده است.
استناد نموده تا ترفند ناروا و ناصحيح او را بر ملا سازد.[١] بررسى و نظر به انديشه دخالت مشيت الهى در كردههاى انسان، به ويژه تفكر اقتضاى اراده خداوندى در اقتدار و اعمال فرمانروايان، مبتنى بر درك مفهوم مشيت الهى و تقسيمات آن مىباشد كه در اين جهت، بيان حضرت امام موسى بن جعفر عليه السّلام درباره اداره حق تعالى، شايان توجه است؛ آن امام همام چنين مىفرمايند:
إنّ للّه إرادتين و مشيتين؛ إرادة حتم و ارادة عزم، ينهى و هو يشاء؛ يأمر و هو لا يشاء، أو ما رأيت أنّه نهى آدم و زوجته أن يأكلا من الشجر و هو شاء ذلك؛ إذ لو لم يشاء لم يأكلا و لو أكلا لغلبت مشيئتهما مشيئة اللّه و أمر إبراهيم بذبح إبنه و شاء أن لا يذبحه و لو لم يشاء أن لا يذبحه لغلبت مشيئة إبراهيم مشيئة اللّه عز و جل؛[٢] خداوند دو نوع مشيت و اراده دارد: يكى، اراده حتمى و غير قابل تخلّف [يعنى اراده تكوينى] و ديگرى اراده به معناى تصميم و عزم [يعنى اراده تشريعى] خداوند از يك شىء نهى مىفرمايد؛ درحالىكه تحقق آن، مورد مشيت و خواست او است و يك شىء امر مىفرمايد؛ درحالىكه مشيت و خواستش با تحقق آن موافق نيست. آيا نديدى خداوند، حضرت آدم و همسر او را از خوردن ميوههاى آن درخت منع نمود؛ در حالى كه خوردن آنها، متعلق خواست و مشيت الهى قرار گرفت و اگر خداوند نمىخواست هرگز خواست آنها بر مشيت او غلبه نمىكردند. و نيز حضرت ابراهيم را فرمان داد تا فرزند خويش را ذبح كند؛ درحالىكه [وقوع] چنين چيزى را نخواسته بود؛ چه اگر
[١] - محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ١٤٣.
[٢] - محمد باقر مجلسى، بحار الأنوار، ج ٤، ص ١٣٩، باب ٤، روايت ٥.