مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٨٨
تغيير مصون و محفوظ مىباشد، با انديشه عالمان ميسح كه براى خود، شأن تدبير أمور و مقام و سلطنت بين خدا و مردم قائل بودند به شدت مقابله مىكند و در فرازهايى، جماعت اهل كتاب را به پرهيز از شرك و دورى از هرگونه اعتقاد به ربوبيت غير خدا دعوت مىكند:
قل يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة تعالوا إلى كلمة سواء بيننا و بينكم ألا نعبد إلّا اللّه و لا نشرك به شيئا و لا يتّخذ بعضنا بعضا أربابا من دون اللّه.[١] در آيه ديگر، نصارا را سرزنش مىكند كه دانشمندان و راهبان را به عنوان ربّ دانسته از عيسى مسيح عليه السّلام به عنوان فرزند خدا ياد مىكنند و آنان را به حقيقت آنچه در آيين عيسوى به آن مأمور بودهاند؛ يعنى اعتقاد به توحيد و پرهيز از هرگونه شرك و خرافه، فرامىخواند:
إتّخذوا أخبارهم و رهبانهم أربابا من دون اللّه و المسيح ابن مريم و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها واحدا لا إله إلّا هو سبحانه عمّا يشركون.[٢] قرآن در نفى هرگونه اظهار عبوديت در برابر غير خدا و تثبيت انحصار تدبير و حق حكمرانى براى خداوند عالميان مىفرمايد:
و لا تدع مع اللّه إلها آخر لا إله إلّا هو كلّ شىء هالك إلّا وجهه له الحكم و إليه ترجعون.[٣] بنابراين اعتقاد به نيابت خدايى، انحراف از حقايق اديان آسمانى است و نمىتوان
[١] -« بگو: اى اهل كتاب! بياييد به سوى سخنى كه ميان ما و شما يكسان است كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزى را همتاى او قرار ندهيم و بعضى از ما بعض ديگر را به خدايى نپذيرد.» آل عمران، آيه ٦٤.
[٢] -« آنان دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند و مسيح فرزند مريم را؛ درحالىكه دستور نداشتند جز خداوند يكتايى را كه معبودى جز او نيست، بپرستند، او پاك و منزه است از آنچه همتايش قرار مىدهند.» توبه، آيه ٣١.
[٣] -« معبود ديگرى را با خدا مخوان كه هيچ معبودى جز او نيست؛ همه چيز جز ذات[ پاك] او فانى مىشود؛ حاكميت تنها از آن اوست و همه به سوى او بازگردانده مىشويد.» قصص، آيه ٨٨.