مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٥٧
و من يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى.[١] و ما كان لمؤمن و لا مؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم.[٢] و نيز با دستور به اطاعت از راهنمايىهاى فرستادگان ويژهاش:
أطيعوا اللّه و أطيعوا الرّسول و أولى الأمر منكم.[٣] و ما آتاكم الرّسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا.[٤] فليحذر الّذين يحالفون عن أمره أن تصيبهم فتنة أو يصيبهم عذاب أليم.[٥] مورد تقويت و تأكيد قرار مىدهند. ازاينرو، در انديشه سياسى اسلامى بر تمام آحاد امت اسلامى است كه تمام اركان حيات اجتماعى و سياسى خويش را براساس «حاكميت و ولايت تشريعى الهى» استحكام بخشند.
بديهى است كه اين ولايت خاص الهى به طور مستقيم از جانب خداوند كه خود جامه انسانى پوشيده و به اعمال آن پردازد، نخواهد بود، بلكه از طريق انسانهايى كه تحت تربيت خاص الهى به مقام قرب باريافته و امين دين محسوب مىشوند اعمال و اجرا مىشود.
[١] -« كسى كه روى خود را تسليم خدا كند، درحالىكه نيكوكار باشد به دستگيره محكمى چنگ زده است». لقمان، آيه ٢٢.
[٢] -« هيچ زن و مرد با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم دانند اختيارى[ در برابر فرمان خدا] داشته باشد». احزاب، آيه ٣٦.
[٣] -« اى كسانىكه ايمان آوردهايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا و او لو الأمر[ اوصياى پيامبر] را».
نساء، آيه ٥٩.
[٤] -« آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد[ و اجرا كنيد] و از آنچه نهىكرده خوددارى نماييد». حشر، آيه ٧.
[٥] -« پس آنان كه فرمان او را مخالفت مىكنند، بايد بترسند از آن كه فتنهاى دامنشان را بگيرد يا عذابى دردناك به آنها برسد!» نور، آيه ٦٣.