مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٥٣
ولايت[١] كه در بردارنده حاكميت حقيقى و اقتدار اصيل در ديدگاه مكتب اسلام است، در روايات متعددى ركن و اساس دين معرفى شده است:
بنى الاسلام على خمس، على الصّلاة و الزّكاة و الصّوم و الحجّ و الولاية و لم يناد بشيء كمانودى بالولاية.[٢] امر بنيادين حاكميت و ولايت به نحو مطلق و بالذات تحت قدرت لا يزال و بىانتهاى خداوندى است؛ زيرا كه اوست مالك حقيقى و حاكم مقتدر بر جهان:
تبارك الّذى بيده الملك و هو على كلّ شىء قدير.[٣]
[١] - علامه طباطبائى در تفسير الميزان مىفرمايند:« آنچه از معانى« ولايت» در موارد استعمالش به دست مىآيد ايناست كه ولايت يك نحوه قربى است كه باعث و مجوّز نوع خاصى از تصرف و مالكيت تدبير مىشود ... رسول الله صلّى اللّه عليه و اله ولىّ مؤمنين است، چون داراى منصبى است از سوى پروردگار و آن اين است كه در بين مؤمنينحكومت و له عليه آنها قضاوت مىنمايد و نيز حكّامى كه آن جناب و يا جانشين او براى شهرها معلوم مىكنند؛ زيرا آنها نيز داراى اين ولايت هستند كه در بين مردم تا حدود اختياراتشان حكومت كنند.» ر. ك: محمد حسينطباطبائى، تفسير الميزان، ج ٦، ص ١٢ و ١٣.
[٢] - محمد بن يعقوب بن اسحاق كلينى، اصول كافى، ج ٢، ص ١٨، ح ١؛ محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ٦٨، ص ٣٧٦، باب ٢٧، ح ٢١.
[٣] -« پر بركت و زوالناپذير است كسى كه حكومت جهان هستى به دست اوست و او بر هر چيز تواناست.» ملك،- آيه ١.