مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٥
كه ثمره و خلاصه دعوت و زبان رسالت است، نه تنها سفارش و دستورى براى دنياى ما نمىدهد، بلكه ما را ملامت مىكند كه چرا اين اندازه به دنيا مىپردازيد و آخرت را كه بهتر است و ماندگارتر است فراموش و رها مىكنيد.[١] وى با ايراد نشانهايى از قرآن كريم براى اثبات اين مقصود مىگويد:
آنچه در اين سرفصل سرسورهها و جاهاى ديگر ديده نمىشود اين است كه گفته شده باشد ما آن را فرستاديم تا به شما درس حكومت و اقتصاد و مديريت يا اصلاح امور زندگى دنيا و اجتماع را بدهد.[٢] بااينحال وقتى با سؤالهايى درباره احكام گسترده اسلام براى سامان دادن به زندگى اجتماعى مردم مواجه مىشود، مىگويد:
بلى چنين است؛ شرايع الهى بهخصوص اسلام، در مجموعه تعليمات و احكام خود، صراحتا يا تلويحا در همه قضاياى زندگى دنياى مردم وارد شده است.[٣] در نهايت با تصريح به اينكه «اگر كلمه طيبه «لا إله إلّا الله» را كه چكيده آيين و كليد رضوان است، نگاه كنيم، باگفتن آن تندترين و فراگيرترين شعار سياسى را ادا كردهايم و به جنگ تمام پادشاهان و فرمانروايان و ديكتاتورهاى تاريخ و نظامهاى سياسى و ايدئولوژىهاى دنيا رفته ايم».[٤] پرده از اعوجاج انديشه خويش مبنى بر تفكيك دين از عرصههاى دنيوى، به ويژه سياست مؤكد رسالت انبيا در انتظامبخشيدن به ساحت اجتماعى بشر؛ براندخته و نظريه خويش را با چالشهاى جدى مواجه يافته است.
و گاه مسئله جمع بين ادله تنصيصى بودن امامت از نظرگاه شيعه از يك سو و اخبار
[١] - همان، ص ٦٠.
[٢] - همان، ص ٦١.
[٣] - همان، ص ٦٢.
[٤] - همان.