مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٣٧
اعلام مىدارد. بنابراين هرگونه اعتقاد به نيابت خدايى انحراف از حقايق تعاليم آسمانى است و نمىتوان حكومتى مبتنى بر انديشه باطل نيابت خدايى را نمودى از حكومت دينى معرفى كرد.
ى) انديشه خلافت الهى كه مورد تأييد قرآن است، با ايده نيابت الهى مروّجان مسيحى قرون وسطايى، كاملا متفاوت است؛ زيرا، از منظر قرآن خلافت انسان كامل به معناى خالى شدن بخشى از صحنه وجود از خداوند يا واگذارى مقام الوهيت و ربوبيت خداوند به او نيست؛ بلكه بدين معناست كه انسانى كه از نظر افعال و اوصاف، مظهر افعال و اوصاف خداوند مىشود، «آيت حق» است؛ يعنى محل ظهور آن اصل و اين، معناى صحيح از «خلافت الهى» است. كه امير مؤمنان عليه السّلام فرمودند: «ما لله عز و جلّ آية هى أكبر منّى»؛[١] ك) ترسيم حكومت دينى در قالب انديشه مشيت الهى در اقتدار فرمانروا، و فضاى الهى در سپردن قدرت مطلق به فردى خاص با الگوى متعالى حكومت دينى كاملا بيگانه است و طرح چنين ايدهاى، ناشى از درك و ترويج اشتباه و نادرست مشيت الهى مىباشد. حقيقت مشيت الهى، به معناى مقتضاى اراده تكوينى خداوند به اين معناست كه تمام حوادثى كه در عالم واقع مىشود، از جمله افعال انسان، خارج از اراده و مشيت خداوند نمىباشد و اراده تكوينى خداوند، بر اين است كه وقوع اعمال انسان از روى انتخاب و اختيار آزاد او باشد؛ لذا براى او رهنمودها و فرامين سعادتآفرينى را تشريع نموده و صرفا رضايت خود از اعمال انسان را در گرو اطاعت از اين فرمانها قرار داده است، تا افعال انسان الهى و صحيح گردد. پس انسان نمىتواند با تمسك به اينكه، هرچه انجام مىدهد چون تحت اراده تكوينى خداوند است؛ لذا صحيح و مورد رضايت خداوند مىباشد. بلكه به حكم عقل و تأكيد
[١] - اصول كافى، ص ٢٠٧.