مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٢١
٤. برابرى در بهرهمندى از دانش و تربيت
تعليم و تربيت، فلسفه بعثت و در رأس تعاليم همه انبياى الهى- صلواة اللّه عليهم اجمعين- بوده است. همانگونه كه قرآن كريم مىفرمايد:
هو الّذى بعث فى الأميّيّن رسولا منهم يتلوا عليهم آياته ويزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة و إن كانوا من قبل لفى ضلال مبين؛[١] او كسى است كه در ميان جمعيت درس ناخوانده رسول از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب و حكمت مىآموزد، و مسلما پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.
اين بدانروست كه آموزش معارف اصيل و الهى، عامل مؤثر در از بين بردن افكار انحرافى و سنتهاى خرافى برخاسته از جهل و نادنى مىباشد و انسان در پرتو تحصيل چنين معارفى مىتواند به هستى و چيستى خود پىبرده و به واسطه آن خالق عالم را بهتر بشناسد و در رفتار و كردارش، تنها مطيع و منقاد او بوده، در مسير عبوديت خالق يگانه قرار گيرد. ازاينرو، در بينش امير مؤمنان على عليه السّلام جهلزدايى و آشنا نمودن افراد جامعه با حقايق معارف اسلام، از عمده وظايف حاكم اسلامى در برابر امّت مىباشد. آن امام همام عليه السّلام در بخشى از بيانات خويش مىفرمايند:
أيّها الناس ... فأمّا حقّكم عليّ ... تعليمكم كيلا تجهلوا و تأديبكم كيما تعلموا؛[٢] اى مردم حق شما بر من آن است كه شما را آموزش دهم، تا از جهالت برهيد و تربيت كنم، تا راهورسم زندگى را بدانيد.
سيره حضرت بر اين بود كه مردم با معارف اسلام راستين آشنا و حقايق قرآن را
[١] - جمعه، آيه ٢.
[٢] - همان، خطبه ٣٤.