مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٢
و قدرت بر درمان بيماران، ثبوتا طبيب است؛ خواه بيمارى به او مراجعه كند يا نكند، خواه ابزار طبابت در اختيار داشته باشد يا فاقد آن باشد: «لا يزيل طبّه الا يكون له شىء من هذه».[١] از ديگر انديشوران نامور در عرصه مسائل سياسى، حكيم بو على سيناست. وى در كتاب مشهور شفاى خود فصلى را به سياست اختصاص داده است. علاوه بر آن، در رسالهاى با عنوان المجموع يا الحكمة العروضية متعرض موضوع دولت، جامعه و سياست گرديده است. از منظر او، جامعه سياسى منشأ الهى دارد؛ چرا كه آفريدگار زمين و آسمانها، انسان را موجودى سياسى و جامعهطلب آفريده است، لذا بهترين قوانين و مقررات نيز همان است كه از جانب پروردگار ارائه شده و از رهگذر پيامبران بر بشر نازل گرديده است. در مسير اين استدلال، بو على سينا نمىتواند هوادار حاكميت مردم در مورد وضع قانون و اعمال فرمانروايى باشد، زيرا معتقد است كه انسانطبعى سودجو و زيادتطلب دارد؛ پس اگر قانونگذارى و قاعدهبندى روابط اجتماعى، بنا به ميل و خواهش او، كه همان نفس امّاره است، صورت پذيرد؛ به طور مسلّم تحت تأثير منفعت شخصى، قواعد را طورى تنظيم مىكند كه مآلا با اصول عدالت مغايرت خواهد داشت. ازاينرو، واضع قانون بايد در مرتبهاى متعالىتر از ارادههاى فردى واقع شده باشد و كسى جز ذات احديت نمىتواند منشأ تشريع مقررات ازلى و ابدى و در جهت خير دنيوى و اخروى همه باشد.[٢] از فيلسوفان بزرگى كه در خصوص حكومت حق و مشروع ابراز نظركرده، او على احمد بن محمد مسكويه است. از نظر وى حكومت و شريعت قابل انفكاك نيستند و اگر حكومت براساس شرع پايهريزى شود، بهطورىكه مجرى دستورات
[١] - همان.
[٢] - ابو الفضل قاضى، حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، ص ١٥٤.