مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣١١
به شما، بلكه نسبت به پرده حبشى هم درهمى و يا كمتر از آن، زيادى برنخواهم داشت و اين دو پسر من همچنين خواهند بود.[١] على عليه السّلام سهم خود را از اموال عمومى را بسيار اندك قرارداده بودند؛ آنگونه كه عقلهاى مردم عادى از عهده درك چنين سختگيرىهايى برنمىآمدند و با تعجب و ابهام با آن برخورد مىكردند؛[٢] چرا كه گاه حضرت شمشير خود را در بازار به فروش مىگذاردند و مىفرمودند: اگر به اندازه بهاى لباسى داشتم، آن را نمىفروختم.[٣] خويشان آن حضرت نيز هرگز با فرد عادى فرق نمىكردند. روزى عبد الله بن جعفر طيار خدمت آن حضرت رسيد و به سبب شدت فقر درخواست كرد كه مقدارى از بيت المال به او تعلق گيرد و گفت: «فوالله! ما عندى إلّا أبيع بعض علوفتى؛ به خدا قسم! مالى ندارم، مگر اينكه آذوقه حيواناتم را بفروشم.» امام عليه السّلام در پاسخ فرمودند:
والله! ما أجد لك شيئا إلّا أن تأمر عمّك أن يسرق فيعطيك؛[٤] به خدا قسم! چيزى براى تو ندارم، مگر آنكه از عمويت بخواهى كه سرقت كند و مال سرقتشده را در اختيارت قرار دهد!
در حكومت علوى هيچ بهانهاى براى انتفاع شخصى از بيت المال وجود ندارد و با هرگونه بهرهجويىهاى يك جانبه از اموال عمومى به شدت برخورد مىشود.
قنبر، از خدمتگزاران امام عليه السّلام مقدارى از اموال بيت المال را ذخيره كرده بود تا در مواقع ضرورت در اختيار حضرت قرار دهد. روزى خدمت امير مؤمنان عليه السّلام عرض كرد: چون ديدم همهچيز را تقسيم مىكنيد و براى خود اموالى ذخيره
[١] - ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ص ٧، ص ٤٢.
[٢] - ر. ك: همو، الغارات، ص ٣٦.
[٣] - محمد رى شهرى، موسوعة الإمام على بن ابى طالب، ج ٤، ص ٢٢٤.
[٤] - الغارات، ص ٤٣.