مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٣٠٣
تحقق چنين مشاركتهايى دانسته مىشود كه هر مقدار به لحاظ كمّى پررنگتر و از درصد بالايى برخوردار باشد، به همان اندازه حكومت دموكراتيكتر خواهد بود.
حتى در برخى دموكراسىها، به منظور جلوگيرى از عدم مشاركت كه ناشى از كوتاهى يا خوددارى شخص از شركت در انتخابات است الزامهاى قانونى وضع و مشاركت را اجبارى مىكنند.[١] اما آيا عملا در نظامهاى مدعى مردمسالارى، چنين اصلى از حيثيتى مبنايى برخوردار مىباشد؟ آيا مىتوان در چنين نظامهايى كه جهت و چگونگى افكار عمومى توسط گروههاى نخبه اغلب ثروتمند معيّن مىشود، از تحقق واقعى مشاركت مردمى سخن گفت؟! در نظامهاى مردمسالارى كنونى، حقيقت افكار و عقايد مردم- كه اغلب آنان براى تأمين نيازهاى روزمره زندگى فرصتى براى انديشيدن درباره مسائل عمومى ندارند- همان است كه براساس شيوههاى تبليغاتى بسيار پيچيده شكليافته يا در شرف شكلگيرى است، تا در مواقع نظرخواهى از آنان ظهور يابد. در اين ميان مطبوعات و روزنامهها از نقش عمدهاى برخوردارند و در تلاشاند تا با روش انعكاس خبرها، و با تغيير و تحريفى كه در آنها ايجاد مىكنند و با بحث درباره رخدادها و سياستهاى گروهبندىهاى گوناگون سياسى، بر افكار عمومى نفوذ گذارند.[٢] يكى از نويسندگان غربى دراينباره مىنويسد:
روشهاى سازماندهى [افكار عمومى]، متبلور كردن آن، پر التهاب كردن آن تا نقطه هيجان و هيسترى، چنان خوب شناختهشده و فون آن به قدرى تكميل شده است كه به نظر مىرسد با توجه به قابليت انعطاف مردم، هيچ محدوديتى در هدايت آنها وجود ندارد.[٣]
[١] - ر. ك: كارل كوهن، دموكراسى، ترجمه فريبرز مجيدى، ص ٧٤.
[٢] - عبد الرحمن عالم، بنيادهاى علم سياست، ص ٣٦٩.
[٣] - همان، ص ٣٦٨.