مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٩٣
كسى سزاوارتر از تو براى اين امر نمىيابيم؛ نه كسى سابقه تو را دارد و نه از تو به رسول الله صلّى اللّه عليه و اله نزديكتر است. حضرت فرمودند: «لا تفعلوا فإنّى أكون وزيرا خير من أن أكون أميرا» اين كار را انجام ندهيد؛ چرا كه من وزير شما باشم بهتر است از اينكه اميرتان باشم. گفتند: به خدا سوگند! دست بر نخواهيم داشت تا با تو بيعت كنيم. آنگاه حضرت فرمودند:
ففى المسجد فإنّ بيعتى لا تكون خفيّا و لا تكون إلّا عن رضا المسلمين ... فلمّا دخل، دخل المهاجرون و الأنصار و فبايعوه ثمّ بايع الناس؛[١] بيعت با من بايد در مسجد و علنى و با رضايت جميع مسلمين باشد، پس امام عليه السّلام به مسجد آمدند و نخست مهاجرين و انصار و سپس تمام مردم با حضرت بيعت كردند.
در نقل ديگرى، «طبرى» جريان بيعت را از «ابى بشير عابدى» چنين آورده است كه من در زمان قتل عثمان در مدينه بودم و مهاجرين و انصار كه طلحه و زبير نيز در بين آنان بود اجتماع كرده، نزد على عليه السّلام آمدند و گفتند: اى ابا الحسن عليه السّلام بيا تا با تو بيعت كنيم! حضرت فرمودند:
لا حاجة لى فى أمركم أنا معكم فمن إخترتم فقد رضيت به فاختاروا؛ فقالوا: والله ما نختار غيرك؛[٢] من نيازى به حكومت شما ندارم و با شما هستم؛ پس هركس را كه برگزيديد او را خواهم پذيرفت. بنابراين حاكمى براى خود اختيار كنيد، آنان گفتند: به خدا قسم كه غير از تو را برنخواهيم گزيد!
مطابق نقلهاى فوق امير مؤمنان على عليه السّلام به صراحت مىفرمايند كه فقط كسى مىتواند اعمال قدرت و ولايت بر جامعه نمايد كه مردم او را به اين سمت برگزيده
[١] - محمد بن جرير طبرى، تاريخ طبرى( تاريخ الأمم و الملوك)، ج ٣، ص ٤٥٠.
[٢] - همان.