مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٨٧
رجلّ منافق مظهرّ للايمان، متصنّع بالإسلام، لا يتأثّم، و لا يتخرّج، يكذب على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله متعمّدا، فلو علم الناس أنّه منافق كاذب لم يقبلوا منه، و لم يصدّقوا قوله، و لكنّهم قالوا: صاحب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله و سمع منه و لقف عنه فيأخذون بقوله، قد أخبرك اللّه عن المنافين بما أخبرك و وصفهم بما وصفهم به لك ثم بقوا بعده، فتقربوا إلى أئمة الضلالة و الدعاة الى النار بالزور و البهنان، فولّوهم الاعمال و جعلوهم حكّاما على رقاب الناس فأكلوا بهم الدنيا و انّما الناس مع الملوك و الدنيا إلّا من عصم اللّه؛[١] منافقى كه تظاهر به ايمان مىكند و نقاب اسلام بر چهره دارد، نه از گناه مىهراسد و نه از آن دورى مىجويد و از روى عمد دروغ به پيامبر صلّى اللّه عليه و اله نسبت مىدهد. اگر مردم مىدانستند كه منافق دروغگو است از او نمىپذيرفتند و گفتار دروغين او را تصديق نمىكردند، اما با ناآگاهى مىگويند او از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است، رسول خدا را ديده از از حديث شنيده و از او گرفته است، پس حديث دروغين او را قبول مىكنند، در صورتى كه خدا تو را از منافقين آنگونه كه لازم بود آگاهاند و وصف آنان را براى تو بيان داشت.
آنان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و اله باقى ماندند و به پيشوايان گمراهى و دعوتكنندگان به آتش با دروغ و تهم نزديك شدند پس به آنان ولايت و حكومت بخشيدند و بر گردن مردم سوار شدند و با آنان به دنيا رسيدند و مردم نيز با سلاطين و دنيايند، مگر آن كس كه خدا او را حفظ كند.
پرهيز از قيام، با نبود ياور؛ دستور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله
حضرت على عليه السّلام خطبهاى در كوفه ايراد فرموده و در پايان كلامشان اظهار داشتند:
[١] - نهج البلاغه، خطبه ٢١٠.