مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٧٧
و تبيين منشأ و حيانى حاكميت خويش را مىتوان در چند محور مورد توجه قرار داد:
يارىطلبى امام عليه السّلام از انصار، براى اعاده حق مشروع خويش
در پى بيعت نسبتا فراگير مردم با ابو بك و رسميت يافتن خلافت او، امام عليه السّلام به تلاشهاى پىگيرى در اعاده حق مسلّم خويش و يادآورى توصيههاى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در مورد متولّى مسلمين متوسل شدند.
در اين خصوص، حضرت شب هنگام همراه همسر، تنها يادگار نبى گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله به خانههاى انصار رفته از آنان يارى مىطلبيدند. حضرت فاطمه عليها السّلام نيز آنان را به يارى امير مؤمنان عليه السّلام فرامىخواندند؛ اما آنان مىگفتند: اى دختر رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله بيعت ما براى اين مرد تمام شده است! اگر پسر عمويت در اين مورد زودتر از ابو بكر پيش ما مىآمد، ما از او عدول نمىكرديم. امام عليه السّلام پاسخ مىفرمودند: آيا من كسى بودم كه پيكر مطهر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و اله را در خانهاش رها كنم و آن را تجهيز نكنم و پيش مردم بيايم و در مورد حكومت با آنان كشمكش و نزاع كنم؟! حضرت فاطمه عليها السّلام نيز مىگفت: ابو الحسن! آنچه سزاوار بود، عمل كرد و وظيفه خود را انجام داد. آنان نيز كارى كردند كه خداوند از آنان بازخواست خواهد كرد.[١] تلاشهاى مستمر حضرت على عليه السّلام در روزهاى نخست بيعت مردم با ابو بكر، براى يادآورى حق مسلم خويش و دعوت از انصار براى بازگرداندن حاكميت به جاىگاه اصلى آن، ثابت مىكنم كه امام عليه السّلام منبع ثبوت حقانيت حاكم را نه رأى مردم، بلكه برخاسته از حاكميت اصيل الهى مىدانند.
[١] - ر. ك: علامه امينى، الغدير فى الكتاب و السنه و الأدب، ج ٧، ص ١٠٨؛ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، ج ٦، ص ١٣.