مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٧١
پذيرش مردم در اين جهت مىباشند؛ نه اينكه چنين پذيرشى منشأ ثبوت حقانيت و مشروعيت ولايت ايشان بوده باشد كه چنين حقيقتى قبلا، در مواقع مختلف به تنصيص و ابلاغ رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله به تواتر ثابت شده بود. از جمله اين ابلاغها، بيان صريح نبى اكرم صلّى اللّه عليه و اله به روايت «ابن ابى الحديد» است كه فرمودند:
ألا أدلّكم على ما إن تساءلتم عليه لم تهلكوا؟ إنّ وليّكم الله و إنّ أمامكم على بن ابى طالب، فناصحوه و صدّقوه، فإنّ جبريل أخبرنى بذلك.[١] آيا مىخواهيد شما را به كسى راهنمايى كنم كه تا هرگاه به او توجه داشته باشيد هرگز هلاك نخواهيد شد؟ همانا وليّ شما خداوند است و به درستى كه امام شما على بن ابى طالب عليه السّلام مىباشد، خيرخواه او باشيد و او را تصديق كنيد كه جبريل اين موضوع را به من خبر داده است.
اينروايت، شاهدى آشكار بر اين است كه ولايت و امامت امير مؤمنان عليه السّلام از جانب پيامبر صلّى اللّه عليه و اله ثابت شده است. جالب توجه آن كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله ابتدا ولايت و امامت بى قيد و شرط على عليه السّلام را بر مردم ثابت نمودند و آنگاه اين انتصاب را نه از جانب خودشان، كه از جانب خداوند دانستند و پس از ثبوت ولايت على عليه السّلام براى تحكيم آن، از مردم مىخواهند كه او را در اين ولايت تصديق كنند و ياران مخلصى براى امام عليه السّلام باشند.[٢]
ظهور فرمايش امام عليه السّلام بر اوج مردمى بودن حكومت
و بسطتم يدى فكففتها و مددتموها فقبضتها ثمّ تداككتم عليّ تداكّ الإبل الهيم على حياضها يوم وردها حتى انقطعت النعل و سقط الرّداء و طئ الضعيف و بلغ
[١] - همان، ج ٣، ص ٩٨.
[٢] - سجاد ايزدى، حكومت و مشروعيت، ص ٦٦.