مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٥٣
و فرحوا بالحياة الدّنيا و ما الحياة الدّنيا فى الآخرة إلّا متاع.[١] قل متاع الدّنيا قليل و الآخرة خير لمن اتّقى.[٢] و دنيا تنها در صورتى ارزشمند است كه در مسير گرفتن زادراه آخرت بوده باشد و در غير اين صورت، جز افسوس و فغان براى كسانىكه به آن بسنده كنند، نخواهد داشت:
يقول يا ليتنى قدّمت لحياتى.[٣] در بيان نتايج مترتب بر هسستىشناسى الهى كه نمايانگر اتقان، قوت و صحت آن مىباشد، مىتوان موارد زير را بيان كرد:
١. مدار و محور جهان هستى، وجود بىمثال، غنى بالذات و مقتدر على الاطلاق است و او، مالك مطلق هستى است و جهان با تمام ابعاد هستىاش، عين ربط، تعلق و اضافه به اوست و هستى «از اويى» و به «سوى اويى» دارد.
٢. انسان با برخوردارى از شرافت و كرامت ذاتى، به مقام خليفة اللهى باريافته و حائر مقام ارجمندى چون مسجود فرشتگان، شده است. و تمام آنچه در آسمانها و زمين است، به اذن خداوند تحت تسخير انسان مىباشد.
٣. تمام اجزاى هستى براساس تدبير و ساماندهى تكوينى خداوند و متناسب با سعه وجودى خود در حال پيمودن كمالات خود مىباشند و كمال و مقصد نهايى انسان- كه بعد روحانى او، هويت واقعى و انسانيت وى را شكل مىدهد- قرب خداوند و استقرار در جوار رحمت الهى مىباشد و نيل به چنين مقصدى تنها وقتى
[١] -« آنان[ كافران] به زندگى دنيا، شاد[ و خوشحال] شدند؛ درحالىكه زندگى دنيا در برابر آخرت متاع ناچيز است.» رعد، آيه ٢٦.
[٢] -« به آنها بگو: سرمايه زندگى دنيا ناچيز است و سراى آخرت براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است». نساء، آيه ٧٧.
[٣] -« انسان مىگويد: اى كاش براى زندگىام توشهاى پيش مىفرستادم» فجر، آيه ٢٤.