مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٤٢
معتقد است و به همين دليل، حاكميت هر دين و نظام ارزشى را تنها به خواست و اراده فرد يا جامعه را وامىگذارد.[١]
ب) نقد و ارزيابى مبناى انسانمدارى اومانيستى
تفكر انسانمدارى كه براساس انديشه انسانسالارى در برابر خداسالارى، درصدد است انسان را به عنوان يگانه عنصر اصيل در عرصه هستى بازشناسد و كرامت و شرافت انسان را از طريق توجه به بعد طبيعى و تمركز بر گرايشهاى جسمانى او به فعليت رساند، از جهاتى چند مورد نقد و مناقشه است.
١. نقد خردگرايى و عقلبسندگى
عقيده استقلال عقل و اتكاى همهجانبه به فهم بشرى در همه حوزههاى معرفتى و همتراز دانستن خدا و خرد و يا برترى خرد بر خدا، لازمه صريح بينش اومانيستى، از جهانى چند مورد نقد و چالش مىباشد:
نخست ازاينمنظر بىترديد حبّ بقاء و ستيز با نيستى از مهمترين تمايلات درونى انسان است و به طور مسلّم در دايره فناپذير طبيعت، به اين نياز اصيل و فطرى انسان پاسخى وجود ندارد؛ لذا از منظر انسان واقعنگر؛ به طور حتم در پس اين دنيا، حياتى پايدار و دائمى در انتظار است و به اميد دستيابى به اهداف ارزشمند و شايسته در آن وادى، زندگى دنيوى او معنادار و هدفمند مىشود. امّا فهم حقيقت حيات ابدى و نيز نوع تأثير اعمال دنيوى در آن عالم، از افق فهم و انديشه بشرى به دور بوده و ضرورت دستيابى به چنين آگاهى، براى پاسخ دادن به ميل درونى انسان به جاودانگى لزوم بهرهگيرى از معارف وحيانى را مسلّم مىنمايد.
[١] - ر. ك: انسانشناسى، ص ٤٤.