مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٣٩
عصر نو مىبايد از هرگونه يارى و كمك از سوى آسمان چشم بپوشد. او خود مىبايد راه خويش را به سوى حقيقت باز يابد و تنها زمانى مىتواند حقيقت را به دست آورد كه آن را با تلاش خوديافته و استوار كرده باشد.[١] هماكنون اومانيسم يا انسانمدارى آشكار يا پنهان به معناى سيطره ساحت نفسانى و ناسوتى وجود آدمى بر ساحت روحانى وجود او و به معناى اسارت در قلمرو نفس اماره، به عنوان اصلىترين شاخص تفكر و تمدن مدرن شناخته مىشود.
و دموكراسى به عنوان صورت سياسى اجتماع آن ايدهاى بىبديل در اين فرهنگ و تمدن مورد ستايش قرار مىگيرد.
در اينجا مؤلفهها و پىآمدهاى جنبش انسانمدارى را با توجه به مقاصد، آرمانها و نگرش خاص آن به جاىگاه انسان بر مىشمريم:
١. خردگرايى[٢]
از جمله شاخصههاى اساسى در تفكر انسانمدارى حاكم بر انديشه غرب، عقلگرايى و اعتقاد به استقلال عقل انسانى در شناخت خود، هستى و ادراك سعادت واقعى انسان و راه وصول به آن است؛ امرى كه به واسطه آن بىنيازى از آموزههاى وحيانى، به ويژه در سامان بخشيدن به زندگى اجتماعى مطلوب، در سر لوحه چنين بينشى قرار مىگيرد و تلاش مىشود كه با سر پنجه خرد انسانى به همه پرسشها و دغدغهها پاسخ داده شود؛ و همانگونه كه ديويد هيوم اعلام كرد: هيچ پرسش مهمى كه پاسخ در آن علوم انسانى نباشد وجود ندارد،[٣] به استقلال عقل انسان، در همه حوزههاى معرفتى حتى حوزههاى ارزشى رسميت داده مىشود و قواعد اخلاقى
[١] - ارنست كاسيرر، فلسفه روشنگرى، ترجمه يدالله موقن، ص ٢١١- ٢١٢.
[٢] -.msilanoitaR
[٣] تونى ديويس، اومانيسم، ص ١٦٦.