مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٣٤
فصل دوم: مقارنه مبانى هستىشناختى مشروعيت، در حكومت مردمسالار و حكومت علوى
نگرش به هستى و تلاش براى تبيين اركان آن و نيز توجه به جاىگاه و تبيين نقش حقيقى انسان به عنوان موجودى با ساحتهاى بسيار پيچيده و متعالى، از ديرباز تأثير عميق و شگرفى در سامان نظامهاى فكرى بشرى داشته است. امرى كه تبيينها و رويكردهاى مختلف به آن منجر به پيدايش مكتبها و ايدئولوژىهاى گوناگونى شده و آنها را در ترسيم اهداف و آرمانها، روشها و شيوهها، حقوق و مسئوليتها، ارزشها و بايدها و نبايدها براى راهيابى انسان به كمال و دستيابى به سعادت واقعى، ارزشها و بايدها و نبايدها براى راهيابى انسان به كمال و دستيابى به سعادت واقعى، گاه در تقابل با يكديگر قرار داده است. چهره نمايان و آشكار اين تقابل، به ويژه در توجيه و تبيين حقانيت اقتدار و اعمال قدرت بر عرصههاى حيات فردى و اجتماعى انسان مىباشد.
بدينروى ضرورى است تا در شناخت وجه تمايز دو طيف از نظامهاى سياسى و حقوقى مورد بحث در اين نوشتار، به اين بعد مهم و تأثيرگذارى پرداخته شود.
الف) انسانمدارى، بنياد هستىشناختى مشروعيت مردمسالار
براساس مباحث پيشين روشن شد كه مقارن با عصر نوزايى و بعد از روى