مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٢٩
و لا تقف ما ليس لك به علم إنّ السّمع و البصر و الفواد كلّ أولئك كان عنه مسئولا.[١] تأكيد بر لزوم تحصيل علم، خود دليلى متقن بر آن است كه از منطق قرآن راه بر معرفت و شناخت منطبق با واقع، باز است و مسئول بودن اعضاى ادراكى انسان تنها در اين فرض كه براى او امكان درك صحيح و مطابق واقع بوده باشد، توجيهپذير است.
خداوند متعال در سوره مباركه حجر مىفرمايد:
و اعبد ربّك حتّى يأتيك اليقين.[٢] به اين معنا كه عبادت گرچه هدف است، لكن هدف متوسط مىباشد و هدف برتر، همان يقين، يعنى شناخت مصون از اشتباه و مطابق واقع و ثابت و لا يتغير است.[٣] بنابراين، از نظرگاه قرآن- كه انديشههاى بنيادى در نظامهاى بشرى شايسته است مبتنى بر آن بوده باشد و آموزههاى قرآنى كه روح حاكم بر بينش علوى، به ويژه در تدوين و ترسيم اساسنامه نظامهاى سياسى و حقوقى در حاكميت آن حضرت مىباشد- هرگز حقيقت، امرى نسبتى و استوار بر انظار متحول و تابع معيارهاى متغير نيست؛ بلكه واقعيتى ثابت و دستيافتنى مىباشد و بايسته است كه آحاد جامعه با تلاش در وصول به آن، حق را بيابند و پيرو حق شوند و از باطل روى برتابند.
اما براى حصولشناختى مطابق با واقع و كسب معرفتى يقينى چه بايد كرد و شرط آن چيست؟
از منظر قرآن عمدهترين شرط عبارت است از رعايت تقواى الهى:
[١] -« از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن؛ چرا كه گوش و چشم و دل، همه مسئولند.» إسراء، آيه ٣٦.
[٢] -« خداوند را عبادتنما تا به يقين نائل گردى.» حجر، آيه ٩٩.
[٣] - ر. ك: همو، شناختشناسى در قرآن، ص ١٥٧.