مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٢٧
معرفت درباره حقيقت و اثبات حقيقت ثابت و كلّى و لا يتغير را از اين منظر مورد ملاحظه قرار داد.
در قرآن كريم به تفصيل درباره شناخت و اركان آن، همچنين درباره شرايط، وسايل، موانع و حجابهاى شناخت سخن به ميان آمده است. انسان و ارتباط او با خارج كه از طرى حس، عقل و شهود قلبى، حاصل مىشود و آنچه ميزان و معيار براى شناخت آدمى است از ديگر موضوعهايى است كه در قرآن مطرح شده است.[١] در قرآن كريم آنچه در جهان هست، «حق» و آنچه نيست، «باطل» ناميده مىشود؛ پس حق عبارت است از امر ثابت و موجود و واقعى و باطل، عبارت است از امر معدوم و غير واقعى.[٢] در دو مورد، در قرآن كريم حق محض و مطلق به خداوند سبحان نسبت داده شده است:
ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما يدعون من دونه هو الباطل؛[٣] ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ و أنّ ما يدعون من دونه الباطل.[٤] ضمير فصل «هو» به همراه معرفه بودن خبر به «ال» مبين لسان حصر در آيه است.
به اين معنا كه آنچه حق است مختص به خداوند سبحان است و آنچه غير اوست باطل است.[٥] ازاينرو تنها تكيهگاه عالم كون، خداوند است و همه اجزاى آفرينش در راستاى ارائه آن حقيقت و به دليل اينكه نشانه و آيتى از او مىباشند، سهمى از حقيقت يافتهاند. آنچنان حقايقى كه انسان مىتواند با تحصيل معرفت درباره
[١] - عبد الله جوادى آملى، شناختشناسى در قرآن، ص ١٣٣.
[٢] - همان، ص ١٣٥.
[٣] -« اين به خاطر آن است كه خداوند حق است و آنچه را غير از او مىخوانند باطل است.» حج، آيه ٦٢.
[٤] -« اينها همه دليل آ است كه خداوند حق است و آنچه غير از او مىخوانند باطل است» لقمان، آيه ٣٠.
[٥] - همو، شناختشناسى در قرآن، ص ١٣٦.