مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ٢٠١
ازاينرو مىتوان دموكراسى را از حيث لغوى، حاكى از حكومت مردم دانست، كه همين معنا در غالب كتابهاى لغت و دايرة المعارفها براى اين واژه مطرح شده است؛ همانگونه كه در فرهنگ دهخدا دموكراسى، به لحاظ لغوى به حكومت عامّه معنا شده است.[١] و در دايرة المعارف علوم اسلامى نيز به حكومت مردم معرفى شده است.[٢]
٣. نارسايى معناى لغوى دموكراسى، در نگرش نقّادانه به آن
مفهوم حكومت مردم براى واژه دموكراسى هرچند در ابتدا عارى از ابهام به نظر مىرسد؛ اما باوجوداين، دشوارىهاى ارائه مرادى دقيق از اجزاى اين مفهوم، طيف گستردهاى از ابهامها را در مورد اين واژه نمايان ساخته است.
واژه مردم به چه معنا است و چه كسانى را مىتوان به طور واضح و روشن مصداق مردم به عنوان صاحبان حاكميّت معرفى كرد؟ حقيقت آن است كه تعريف مردم در انديشه حاكميت مردم پيوسته در حال دگرگونى بوده است[٣] و اين دگرگونى و ابهام، آنگاه بيشتر رخ مىنمايد كه توجّه كنيم كوشش براى محدود كردن معناى مردم به گروههاى معيّنى از آنها، از قبيل صاحبان دارايى، سفيدپوستان، مردان تحصيلكرده، صاحبان مشاغل و مهارتهاى ويژه، بزرگسالان، فقط مردان و ... سابقهاى ديرينه داشته است[٤]. بنابراين، چگونه مىتوان دموكراسى را حاكى از حاكميت مردم قلمداد كرد؟! درحالىكه مطابق تلقىهاى گوناگون، گاه طيف قابل توجّهى از آحاد جامعه به
[١] - لغتنامه دهخدا، تحت مدخل دموكراسى، ص ١١١١٠.
[٢] - سيد مصطفى دشتى، دايرة المعارف علوم اسلامى، ج ٥، مدخل دموكراسى.
[٣] - اخوان كاظمى، كتاب نقد، ش ٢٠ و ٢١، ص ١٥.
[٤] - همو، مدلهاى دموكراسى، ص ١٤؛ ر. ك: دايرة المعارف دموكراسى، ص ٧٠٠.