مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٩٩
صريح باشد و معلوم، يك لفظ مشتركى كه هركس يك جورى به يك طرف مىكشد ما نمىتوانيم استعمالش كنيم.[١] امام خمينى رحمه اللّه در بيانى ديگر به حقيقت ناپيدا و ناشناس دموكراسى اينگونه اشاره مىكنند:
دموكراسى كه در عالم معروف است كجاست؟ كدام مملكت را شما داريد؟ اين ابرقدرتها، كدام يكىشان به موازين دموكراسى عمل كردهاند.[٢] ثالثا: تاريخ، براى دموكراسى جديد كه برخاسته از انديشه فيلسوفان هوادار حقوق طبيعى[٣] چون جان لاك انگليسى، ژان ژاك روسو و منتسكيوى فرانسوى است[٤]، محصولات نامباركى به ثبت رسانده است. بىشك بارزترين آنها انقلاب كبير فرانسه است كه با تكيه بر حاكميت ملّى استبداد اكثريتى را به بار نشاند و فردى چون «ناپلئون» را به اقتدار رسانيد كه زمينهساز نابهسامانىهاى جبرانناپذير جهانى گرديد،
[١] - امام خمينى، صحيفه نور، ج ١٠، ص ٤٤.
[٢] - صحيفه امام، ج ١٠، ص ٥٢٦.
[٣] -« نظريه« حقوق طبيعى» كه ريشه آن در دوران نوزايى شكل گرفت و از فردگرايى منشأ مىگيرد، روياروى نظريهمسيحى« قانون طبيعى» قرار داد و برخلاف اين عقيده مسيحى كه براى انسان در قبال خداوند تكاليفو قانونهايى را قائل است، انسان را صاحب حقوق مىداند. از جمله اين حقوق، حق زندگى، آزادى وبرابرى است. از مهمترين دستآوردهاى اين چرخش كه در قرن هفدهم كامل شد، اين اصل بود كه حكومتبايد بر پايه خواست و خرسندى و اراده عمومى و رضايت مردم باشد». داريوش آشورى، فرهنگ واژهها، ص ٢٧٢- ٢٧٣.« نظريه( حقوق طبيعى) در قرون ١٧ و ١٨ از آن جهت كه در راستاى مبارزه با حكومت استبدادى و خودكامهبه كار گرفته شد، كاركرد سياسى فراگيرى پيدا كرد. كانت آلمانى، ژان ژاك روسو فرانسوى، جان لاك انگليسىو منتسكيوى فرانسوى؛ از نامدارترين متفكرين قرون ١٧ و ١٨ هستند كه معترض( حقوق طبيعى) شده و افكارآنها در جريان تحولات سياسى و اجتماعى اروپا بسيار تأثيرگذار بوده است.» ابو الفضل قاضى، حقوق اساسى ونهادهاى سياسى، ص ٦٣٣.
[٤] - ر. ك: داريوش آشورى، فرهنگ سياسى، ص ٨٩.