مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٧
چكيده اقتضاى اراده تكوينى خداوند بر اين است كه انسان موجودى انتخابگر و آزاد باشد و در راستاى بهرهمندى انسان از كمال آزادى در انتخاب سرنوشت؛ هيچ مخلوقى را بالأصالة اجازه اعمال اقتدا بر عملكرد و تصميمات او نباشد. او در وادى انتخاب سرنوشت و حركت به سوى سعادت واقعى، انسان به حكم عقل هدايتهاى و حياتى را ضرورت مىداند. و لازم مىبيند كه عقل و فهم خود را تنها تحت ولايت الهى قرارداده و فقط در برابر اقتدار خداى هستىبخش كرنش نمايد. بااينحال تمايل طبيعى انسان به حيات اجتماعى؛ او را محتاج به نظامى مى كند، كه ابعاد گوناگون حيات اجتماعى او را با وضع قوانين و ايجاد محدوديت در انتخابهاى انسان، مديريت نمايد. اما چنين اقتدار و سلطهاى در برابر مقتضاى آفرينش انسان، كه آزادى در اراده و انتخاب و مجاز نبودن احدى جز خداى حكيم در اعمال حاكميت است؛ همواره با چالشى جدى و تعارضى پيوسته توأم مىباشد.
بىترديد، حل اين تعارض در گرو آن است كه بتوان اقتدار فرمانروا را براساس معيارهاى عقلانى، برخاسته از ولايت و اقتدار منبعى دانست كه عقل به طور مسلم، حكم به حقانيت ولايت او بر سرنوشت انسان مىنمايد. يعنى مىبايست حقانيت و مشروعيت حاكميت از مبنايى الهى برخوردار باشد. از بهترين راه كارها در كشف