مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٦٤
براساس تفكّر اومانيستى، كه از اساسترين زير ساختهاى نظرى «سكولاريسم» محسوب مىگردد، انسان اساس و محور جهان تلقّى مىشود و اوست كه اساس انگيزهها و فعاليّتها را شكل مىدهد كه طبعا چنين تلقّى از انسان با جهانبينى الهى كه در آن خداوند اساس و محور بوده و هدف در آن جلب رضايت او معرّفى مىشود، ناسازگار خواهد شد.
در مجموع مىتوان «اومانيسم» را مشتمل بر آموزههاى زير دانست:
١. انسان برترين ارزش و مدار همه ارزشها، منافع، خواستها، و حيثيت انسانى است؛
ارزش انسان نه در بعد الهى، روحانى و ملكوتى او، كه در خود زمينى و معاشانديش و دنيايى اوست؛
٣. انسان در تأمين منافع و خواستههاى خويش، بسنده و خودكفاست؛
٤. غايت فرجامين بشر نه كمال معنوى و قرب الهى، كه عمارت دنيا و بهسازى زيست دنيايى است؛[١] ازاينرو «اومانيسم» از اهم مبانى «سكولاريسم» و جدايى دين از عرصه حيات انسانى تلقّى مىشود.
٥. نقد و بررسى ادّله سكولارها بر نفى حكومت دينى
در بررسى پيشينه و مبانى نظريه «سكولاريسم» روشن شد كه چنين ايدهاى برخاسته از زمينههاى مساعد، در غرب و مولود فضاى «دينگريزى» حاكم در اواخر قرون وسطى مىباشد و در فضاى فكرى اسلام كه نه تنها در آن ستيزى با عقل و علم نيست، بلكه عقل لازمه اجتهاد در اصول و منبعى اصيل در فروع به شمار مىرود و
[١] - همو، سكولاريسم، ص ٤٨.