مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٦١
نقش علّت استمرار مرام «سكولاريسم» و روند «سكولاريزاسيون» در غرب مىباشند.
٤. اصول و بنيادهاى نظرى سكولاريسم
هر مكتب و ايدئولوژيى براساس پيشانگارهها و مبانى نظرى خاصى بنياد و متولد شده است كه مطالعه آن مكتب و ايدئولوژى بىتوجه به اين مبانى نتيجهبخش نخواهد بود. در اين نوشتار، به سه اصل از مهمترين اصول و مبانى معرفتى سكولاريسم اشاره مىكنيم:
الف) عقلگرايى) msilanoitaR (
واژه «راسيوناليسم» را در نگاشتههاى فارسى به خردگرايى، خردمدارى، عقل محورى، خردبسندگى ترجمه كردهاند. شايعترين معناى اصطلاحى اين واژه كه در قرن هيجدهم نمايان شد، عبارت است از:
اعتقاد به تفوق و برترى عقل و بسندگى آن براى هدايت بشر در همه شئون بشرى و اين كه آدمى در ساختن زندگى خود تنها بايد بر عقل و خرد تكيه كند.[١] اصطلاح خردگرايى در واقع آيين خاصّى در انديشه است كه خرد را محور دانايى انسان دانسته و شناخت را جز از طريق خرد و كاربرد منظّم آن ميّسر نمىداند.[٢] در فرهنگ آكسفورد، عقلگرايى يا «راسيوناليسم» چنين تعريف شده است:
تئورى كه بر آن است، همه رفتارها و عقايد و مانند آن، بايد بر خرد استوار شود، نه بر احساسات يا عقايد دينى.[٣]
[١] - سيد محمد على داعىنژاد، تبيين و تحليل سكولاريسم، ص ١٨.
[٢] - باقر سارو خانى، دائرة المعارف علوم اجتماعى، ص ٦١٢.
[٣] -
. felileb suaigiler ro sgnileef no ton nosaer nodesab eb dluahs ruoivaheb lla taht yroeht ehT