مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٥٣
مىگيرد، بررسى و نقد كنيم. همچنين در اين خصوص به بيان مفهوم لغوى و اصطلاحى واژه سكولاريزم و نيز به خاستگاه اين نظريّه خواهيم پرداخت كه در فهم واضح اين جريان و سر منشأهاى آن مؤثر خواهد بود.
١. مفهوم لغوى
سكولاريزم، واژهاى انگليسى است كه از ريشه لاتين) muluceS (به معناى «اين جهان» و با معناى مجازى «امور دنيوى»، گرفته شده است.[١] تعبيرهاى مختلفى كه در فارسى از اين واژه مىشود عبارتند از: دنياپرستى، اعتقاد به اصالت امور دنيوى، غير دينگرايى، جدا شدن دين از دنيا، نادينى[٢]، گيتىگرايى[٣]، مخالفت با شرعيّات و مطالب دينى[٤]، عرفى شدن[٥] و تقدّس زدايى[٦].
در زبان عربى دو واژه «العلمانيّة» و «العلمانيّة» را معادل سكولاريزم قرار دادهاند.
آنها كه سكولاريسم را «العلمانيّة» ترجمه مىكردند، اين واژه را مشتق از علم دانسته، دعوت به «سكولاريسم» را دعوت به «علمگرايى» قلمداد مىكردند و كسانىكه العّلمانيّة را معادل سكولاريسم قرار مىدهند، آن را از عالم مشتق مىدانند. بنابراين «علمانيّة» به معناى عالمى و اين جهانى بودن، به نقش انسان در عالم مربوط مىشود و بر استقلال عقل انسانى در تمام عرصههايى كه به خدمت گرفته مىشود، تأكيد دارد، بدون آنكه عقل را نيازمند امور دينى و معنوى بداند.[٧]
[١] - شمس الدين فرهيخته، فرهنگ فرهيخته، ص ٤٨٩.
[٢] - مارى بريجانيان، فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعى، ويراسته بهاء الدين خرّمشاهى، ص ٧٨٠.
[٣] - اعوانى و ديگران، نامه فرهنگ، س ٦ ش ٢١،« سكولاريزم و فرهنگ»، ص ١٨.
[٤] - سليمان حييم، فرهنگ انگليسى فارسى، ص ١١٩٧.
[٥] - پاپكين و ديگران، دين: اينجا اكنون، ترجمه مجيد محمدى، ص ٢١.
[٦] - همان، ص ٢٣.
[٧] - ر. ك: عادل ظاهر، الأسس الفلسفيّة للعلمانيّة، ص ٣٧- ٣٨.