مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٤٠
«عريف» تعيين شده بود و كسانىكه وارد مدينه مىشدند پيش «عريف» خود منزل مىكردند و كسى كه «عريف» نداشت در «صفّه» منزل مىكرد.[١] د) سازمان حكومتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله در مدينه بنا نهاد؛ مدينهاى كه جمعيّت آن به صد هزار نفر نمىرسيد و اغلب داراى زندگى ساده و اهل روستاهاى اطراف بودند و آداب و رسوم نظام قبيلهاى بر آنان حاكم بوده، تجربه هيچ حكومت و دولت سياسى را نداشتند،[٢] طبيعى است كه از ساختارى منتناسب با مقتضيات و بافت اجتماعى آن دوران و شكلى ساده و عارى از نهادها و سازمانهاى دولتى پيچيده باشد؛ زيرا اگر هم پيامبر صلّى اللّه عليه و اله ساختارى متناسب با جمعيت گسترده و پيشرفته، جهت مديريت سرزمينى وسيع ارائه مىدادند، براى مردم آن زمان جنبه رؤيايى و تخيّلى مىيافت و چون هيچ زمينه عملى براى اداره چنين حكومتى در بين نبود كار بيهودهاى به شمار مىرفت.
بنابراين، ساختار حكومت نبىّ گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله متناسب با شرايط زمانى و مكانى و پيامبر صلّى اللّه عليه و اله از نظر ساختار و سازمان مديريّتى به نحوى باشد كه به عنوان الگوى مورد قبول براى زمانها و مكانهاى ديگر و نيز در فرهنگها و مقتضيات متفاوت قابل اجرا باشد. ازاينرو كسى مدّعى نيست كه اسلام شكل و ساختار مشخّصى را براى حكومت، در همه اعصار تجويز كرده است و تصوّر اينكه اسلام از پيش براى هر زمان و منطقهاى شكل خاصى از حكومت متناسب با آن زمان، تعيين نموده و دايرة المعارفى از اشكال حكومتها را ارائه داده است، تصوّرى نادرست است.
[١] -« روى اين شبة قال: كان من قدم المدينة فكان من له عريف[ رئيس] نزل على عريفه و من لم يكن له بها عريف نزل الصفّة فكنت ممن نزل الصفّه: عبد الحى كتّانى، نظام الحكومة النبوية المسمىّ التراتيب الإدرايّة، ج ١، ص ٣٦٣.
[٢] - ر. ك: رسول جعفريان، تاريخ سياسى اسلام، سيره رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله، ص ٧٣- ١٠٠.