مقارنه مشروعيت حاكميت در حكومت علوى و حكومت هاى غير دينى - كريمى والا، محمد رضا - الصفحة ١٣٥
أولئك هم الكافرون حقّا و أعتدنا للكافرين عذابا مهينا.[١] و در آيهاى ديگر در مذمت اهل كتاب مىفرمايد:
أفتؤمنون ببعض الكتاب و تكفرون ببعض فما جزاء من يعفل ذلك منكم إلّا خزى فى الحياة الدّنيا و يوم القيامة يردّون إلى أشدّ العذاب و ما اللّه بغافل عمّا تعملون.[٢] بنابراين، معنا ندارد كه كسى بگويد: من اسلام را قبول دارم و معتقدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله فرستاده خداوند است؛ امّا به دستورهايش عمل نمىكنم و حاكميت و ولايت او را نمىپذيرم. بىشك در پذيرش اسلام و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و عدم پيروى از وى تناقضى آشكار نهفته است.
پس براى نبىّ گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله درباره امّت اسلام شأن ولايت و حاكميّت و فرمانروايى، كه در طول حاكميت اصيل الهى است، مسجّل و مورد تأييد آيات قرآنى مىباشد.
ج) به گواهى تاريخ، دعوت نبىّ گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله از همان آغاز حامل برنامه سياسى روشن، يعنى تلاش براى پايان دادن به سلطه امپراتوران جور و إقامه حكومت الهى در سراسر جهان مىباشد، شخصى به نام «عفيف كندى» مىگويد:
تاجرى بودم و در ايّام حجّ به مكّه آمدم. پيش عباس [عموى پيامبر صلّى اللّه عليه و اله] رفتم؛ درحالىكه نزد وى بودم، مردى بيرون آمد و به سوى كعبه نماز گزارد. آنگاه زنى بيرون آمد و با
[١] -« و مىگويند: به بعضى ايمان مىآوريم و بعضى را انكار مىكنيم، و مىخواهند در ميان اين دو، راهى براى خود انتخاب كنند، آنها كافران حقيقىاند و براى كافران مجازات خواركنندهاى فراهم ساختهايم». نساء، آيه ١٥٠- ١٥١.
[٢] -« آيا به بعضى از دستورهاى كتاب آسمانى ايمان مىآوريد و به بعضى كافر مىشويد؟! براى كسى از شما كه اين عمل( تبعيض در ميان احكام و قوانين الهى) را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز رستاخيز به شديدترين عذابها گرفتار مىشوند و خداوند از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست.» بقره، آيه ٨٥.